الفيض الكاشاني

277

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

بلكه شيواترين عبارات و بليغترين كلمات ، سخن فصيح‌ترين گويندهء « ضاد » است كه در اين معنا فرموده است : « هر كس بامداد كند و دلش ايمن و تنش سالم و قوت روزش را داشته باشد مانند اين است كه همهء دنيا براى او فراهم شده است . » « 75 » هر گاه يكايك مردم را مورد دقّت قرار دهى در مىيابى كه آنان از امورى كه خارج از اين سه چيز و براى آنها و بال است ناله و شكايت دارند و نعمتهاى خدا را در اين سه امر شكر نمىگويند ، و بر نعمت ايمان كه سبب وصول به نعمتهاى جاويد و ملك عظيم است شكر گزار نيستند ؛ حال آن كه صاحبان بينش تنها بايد به سرمايهء معرفت و يقين و ايمان خوشحال باشند . ما در ميان دانشمندان كسى را سراغ داريم كه اگر همهء آنچه را در اختيار پادشاهان شرق و غرب قرار دارد اعمّ از اموال و ياران و پيروان به او بدهند و به او بگويند : اينها را به جاى دانشت بلكه يك دهم دانشت بگير نمىگيرد ، زيرا اميدوار است كه نعمت دانش در آخرت او را به قرب حقّ تعالى برساند ، بلكه اگر به او بگويند : آنچه را در آخرت اميد دارى همهء آنها به طور كامل برايت محفوظ است تنها همين لذّات دنيا را به عوض خوشحالى و التذاذى كه از دانش خود نصيب تو است بپذير ، نخواهد پذيرفت ، زيرا او مىداند كه لذّت دانش هميشگى و پايان ناپذير و پايدار است و نمىتوان آن را دزديد و يا غصب و يا در آن رقابت و همچشمى كرد . لذّتى است ناب و زلال كه مكدّر نمىشود در حالى كه لذّات دنيا همگى ناقص و مكدّر و مشوب است ، لذّت آن به دردش ، شادى آن به غمش و اميد آن به بيمش نمىارزد . دنيا تاكنون به همين گونه ديده شده و در روزگار باقيمانده نيز غير از اين نخواهد بود . چه لذّتهاى دنيا براى جلب عقول ناقص و فريب آنها آفريده شده است و در آن هنگام كه فريفته و پايبند اين لذّتها مىشوند دنيا سرباز مىزند و نافرمانى مىكند ؛ همچون زنى به ظاهر زيبا كه براى جوانى نادان و سرمست شهوت خود را بيارايد و هنگامى كه دلش را به كمند خود درآورد از تن دادن امتناع ورزد و خود را از او در پرده قرار دهد ، در نتيجه اين جوان با اين زن پيوسته در رنج و عذابى پايان ناپذير بسر خواهد برد . اين رنج و عذاب بر اثر آن است كه در يك لحظه به لذّت نگاه بر او فريفته شد ، و اگر تعقّل مىكرد و چشم از نگاه به او برمىداشت و اين لذّت را ناچيز مىشمرد در تمام عمر سلامت مىماند . آرى دنيادارها به همين گونه در دام آن افتاده و در چنگال آن گرفتار

--> ( 75 ) سنن ابن ماجه به شمارهء 4141 و پيش از اين نيز آورده شده است .