الفيض الكاشاني
271
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
توبهاش را بپذيرد و از گناه او درگذرد . خداوند به ايّوب ( ع ) وحى فرمود : « مرا از آدميان بندهاى نيست جز اين كه با او دو فرشته است . هنگامى كه نعمتهاى مرا شكر مىگويد اين فرشتهها مىگويند : بار خدايا نعمت بر نعمتش بيفزاى چه تو سزاوار حمد و شكرى . پس به شاكران نزديك باش ، و در بلندى مرتبه شاكران نزد من همين بس كه من شكر آنان را شكر مىگويم و فرشتگانم براى آنها دعا مىكنند و بقاع زمين آنها را دوست مىدارند و آثار باقيمانده از گذشتگان بر آنها گريه مىكنند . » چنان كه دانسته شد در هر چشم به هم زدنى نعمتهاى بسيارى وجود دارد ، و بدان كه در هر نفسى كه فرو مىرود و بر مىآيد دو نعمت موجود است ، چه به هنگامى كه بر مىآيد دود سوختهاى از دل خارج مىشود كه اگر بيرون نيايد انسان هلاك مىشود ، و چون نفس فرو مىرود سردى هوا را در دل جمع مىكند و اگر راه نفس بسته شود به سبب انقطاع سردى هوا از او دلش از كار مىافتد و هلاك مىشود . از اين رو در هر شبانه روز كه بيست و چهار ساعت است در هر ساعتى قريب هزار نفس است و هر نفسى نزديك به ده لحظه است . پس در هر لحظهاى بر تو يك ميليون نعمت است كه در هر عضوى از اعضاى تو بلكه در هر جزيى از اجزاى اين جهان وجود دارند . اينك بنگر كه شمردن اين نعمتها قابل تصوّر است يا نه ؟ هنگامى كه حقيقت قول خداوند كه فرموده است : وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها بر موسى ( ع ) معلوم شد عرض كرد : پروردگارا ، چگونه تو را شكر گويم و حال آن كه از تو در هر مويى از اندام من دو نعمت است : يكى آن كه اصل آن را نرم آفريدهاى و ديگر اين كه سر آن را سخت گردانيدهاى . به همين سبب در اخبار آمده است : « كسى كه نعمتهاى خدا را منحصر در خوردنى و آشاميدنى بداند دانش او اندك و عذابش آماده است » ؛ و همهء آنچه ما ذكر كرديم برگشت آنها به خوردنيها و آشاميدنيهاست و بايد ديگر نعمتها را بدانها قياس كنى ، چه صاحب بينش در اين جهان چشمش بر چيزى نمىافتد و در ذهنش چيزى وجود نمىيابد جز اين كه به حقيقت مىداند كه خدا را در اينها بر او نعمتى است . از اين رو ما شرح و تفصيل نعمتها را فرو مىگذاريم ، چه توانايى بر اين كار طمعى خام و نابجاست .