الفيض الكاشاني

248

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

تو ارزانى داشت و آنها را طولانى آفريد تا بتوانى دستها را دراز كرده به اشيا برسانى و مشتمل بر مفاصل يا بندهاى زيادى هستند تا بتوانى آنها را در جهات مختلف به حركت درآورى و به هر سو دراز كنى و به سوى خود باز آورى و مانند چوبى نصب شده نباشند . آنگاه سر دست را با آفريدن كفّ پهن قرار داد سپس كف دست را پنج قسمت كرد كه آنها انگشتانند و آنها را در دو صفّ جاى داد به نحوى كه انگشت ابهام در يك طرف قرار گرفته و مىتواند به دور چهار انگشت باقى بگردد . اگر انگشتان در يك جا جمع و يا بر روى هم قرار داشتند با آنها مقاصد حاصل نمىشد ، لذا آنها را به گونه‌اى قرار داد كه اگر آنها را بگسترانى بيلچه‌اى ، و اگر فراهم آورى چمچه‌اى ، و اگر جمع و مشت كنى آلت زدن ، و اگر باز كنى سپس ببندى وسيلهء قبض و گرفتن خواهند بود . آنگاه براى انگشتها ناخن آفريد و آنها را تكيه گاه سر انگشتان قرار داد تا شكافته و خرد نشوند و بتوان چيزهاى ريزى را كه با انگشتان چيده و گرفته نمىشوند با سر ناخنها چيد و گرفت . سپس فرض كن خوراك را با دست گرفته و برداشته‌اى آيا تا موقعى كه به معده‌ات كه در باطن تن است نرسيده از آن تو را فايده‌اى خواهد بود ؟ پس ناگزير بايد در ظاهر دهليزى به سوى آن وجود داشته باشد تا از آن راه خوراك وارد معده گردد . خداوند دهان را منفذ و دهليز معده قرار داد ، اضافه بر حكمتهاى بسيارى كه جز اين در خلقت دهان وجود دارد . پس از آن هنگامى كه خوراك را در دهان گذاشتى - و دهان پاره گوشتى بيش نيست - برايت ميسّر نخواهد بود كه لقمه را ببلعى بلكه به آسيابى نياز دارى كه آن را خرد و نرم كند و خداوند دو فكّ بالا و پايين را از دو استخوان برايت آفريد و دندانها را در آنها نشانيد و دندانهاى بالا را بر روى دندانهاى پايين قرار داد تا به وسيلهء آنها لقمه جويده شود و طعام گاهى نياز به شكستن دارد و زمانى به قطع كردن ؛ سپس نياز دارد كه خرد و نرم شود . پس از آن برخى از دندانها را مانند طواحين پهن و خرد كننده ، و بعضى را مانند رباعيّات تيز و برّنده ، و بعضى را مانند انياب شكننده خلق كرد . آنگاه مفصل دو فكّ را قابل براى تحرّك فكها آفريد به گونه‌اى كه فكّ پايين مىتواند به جلو و عقب رود و مانند گردش سنگ آسيا به گرد فكّ بالا بگردد و اگر اين قابليّت وجود نداشت جز زدن يكى بر ديگرى همچون زدن دستها بر همديگر حركت ديگرى ميسّر نبود و غذا نرم