الفيض الكاشاني

246

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

طعام را در تو آفريد و آن را بر تو چيره ساخت و مانند درخواست كننده‌اى سمج آن را بر تو بگماشت تا تو را به خوردن ناگزير كند و با تناول غذا باقى بمانى . اين امرى است كه تنها حيوانات با تو در آن مشاركت دارند و نباتات آن را فاقدند . سپس چنانچه اين شهوت را با تناول غذا به مقدار مورد نياز فرو ننشانى به راه اسراف رفته‌اى و خويشتن را هلاك ساخته‌اى . همچنين خداوند به هنگام سيرى كراهت را در تو آفريد تا با احساس آن خوردن را ترك كنى و همچون گياه نباشى كه هر چه آب در پاى آن ريزند آبها را جذب مىكند تا آنگاه كه تباه گردد و آن به انسانى احتياج دارد كه غذايش را به اندازهء نيازش اندازه‌گيرى كند و يك بار به آن آب دهد و بار ديگر آن را از او باز گيرد . همان گونه كه خداوند شهوت خوردن را در تو آفريده تا بدين وسيله تنت باقى بماند شهوت جماع را در تو خلق كرده تا از اين راه نسل تو پايدار بماند . و اگر من شگفتيهاى صنع الهى را با تو بگويم اعمّ از ساختمان رحم ، آفرينش خون حيض ، تركيب جنين از نطفه و خون حيض ، چگونگى خلقت نر و ماده ، رگهايى كه از مهره‌هاى پشت به سوى قرارگاه نطفه كشيده شده ، چگونگى سرازير شدن آب زن از استخوانهاى سينه توسّط رگها ، كيفيّت انقسام مقعّر رحم به قالبهايى كه چون نطفه در برخى از آنها قرار گيرد نر مىشود و در برخى از آنها به صورت ماده در مىآيد ، چگونگى تحوّلاتى كه در مراحل خلقت نطفه اعمّ از مضغه ، علقه ، گوشت و خون پديد مىآيد . چگونگى تقسيم اجزاى نطفه به سر ، پا ، شكم ، پشت ، دست و ديگر اعضا و انواع نعمتهايى كه خداوند در همان آغاز آفرينش به تو داده سخت در شگفت خواهى شد ، چه رسد به نعمتهايى كه اكنون آنها را به چشم مىبينى . ليكن ما بر آنيم كه براى جلوگيرى از اطالهء سخن تنها نعمتهاى خدا را در خوردن بيان كنيم . بنابر اين شهوت طعام يكى از اقسام شهوتهاست و آن تو را كفايت نمىكند ، زيرا مهلكات از هر سو به تو رو مىآورد ، و اگر خداوند خشم را در تو نيافريده بود تا بدان هر چه را كه موافق نباشد و بر ضدّ تو است دفع كنى در معرض آفات بسيار قرار مىگرفتى و آنچه را از غذا به دست مىآوردى از تو باز مىگرفتند ، زيرا همه كس به آنچه در دست تو است رغبت و شهوت دارد و تو براى دفع و مقابله با آنها به انگيزه‌اى نياز دارى كه آن غريزهء خشم است . آنگاه شهوت و خشم نيز تو را كافى نيست ، چه اين دو تنها به آنچه در حال زيان و يا سود مىرساند دعوت مىكنند و براى آينده كافى نيستند . از اين رو خداوند