الفيض الكاشاني

241

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

درمىآيد ، و خداوند همين را اداره كرده در آن جا كه فرموده است : وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ . « 45 » اينها مجموعه‌اى از نعمتهاى الهى است كه ذكر شد و آنها هرگز برقرار نمىشوند مگر آن كه خداوند فهمى صافى و روشن و گوشى شنوا و دلى بينا و فروتن و نرم و معلّمى ناصح عطا فرمايد و مالى ببخشايد كه از آنچه امور مهمّ زندگى را كفايت نمىكند بيشتر و از آنچه ما را از امور دين باز مىدارد كمتر باشد ؛ و عزّت و قدرتى دهد كه ما را از نابخرديهاى سفيهان و ستم دشمنان نگه دارد . هر يك از اسباب شانزده‌گانه‌اى كه شرح داده شد متضمّن سببهايى است و هر كدام از آن سببها مستلزم اسباب ديگرى است كه همچنان تسلسل مىيابد تا سرانجام به رهنماى حيرت زدگان و پناه بيچارگان و ربّ الأرباب و مسبّب الأسباب برسد . چون اين سببها طولانى است و ذكر و بررسى آنها در توان اين گونه كتابها نيست ناگزير بايد نمونه‌اى از آنها را در اين جا ذكر كنيم تا معناى قول خداوند دانسته شود كه : وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها . « 46 » نمودارى از نعمتهاى بسيار خداوند و تسلسل و بىشمار بودن آنها ( 1 ) بدان ما نعمتها را در شانزده نوع گرد آورديم و سلامت بدن را از جملهء نعمتهايى كه در رتبهء متأخّر است قرار داديم . بى شكّ اگر بخواهيم اسبابى را كه همين يك نعمت بدانها حاصل مىشود بررسى كنيم به آن قادر نخواهيم بود . ليكن خوردن يكى از اسباب صحّت بدن است و ما بايد اندكى از جميع اسبابى را كه نعمت خوردن به آنها تمام مىشود ياد كنيم . پوشيده نيست كه خوردن فعل است و هر فعلى كه از اين نوع باشد حركت است و براى هر حركت ناگزير جسم متحرّكى است كه آلت آن حركت است و اين آلت ناچار بايد قادر بر حركت و عالم به رماد و ادراك آن باشد . خوردن يا اكل نيز ناگزير مأكولى دارد و مأكول هم ناچار داراى اصلى است كه از آن به دست آمده و اين اصل را نيز سازنده‌اى است كه آن را ساخته و پرداخته است . اكنون بايد اسباب ادراك و اراده و

--> ( 45 ) يوسف / 24 : آن زن قصد او را كرد ، و اين نيز اگر برهان پروردگار را نمىديد قصد آن زن مىكرد . ( 46 ) ابراهيم / 34 : و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد ، هرگز آنها را شمارش نخواهيد كرد .