الفيض الكاشاني
234
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
نورانيّت نفس كمال يابد تابش آن به تن مىرسد و ظاهر و باطن در بيشتر موارد ملازم و همگون مىباشند ، از اين رو صاحبدلان فراست در شناخت مكارم نفس به هيأت تن اعتماد كرده گفتهاند : صورت و چشم آيينهء باطن است به همين سبب آثار خشم و شادى و غم در آن ظاهر مىشود . پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : « خوبى را در نزد خوبرويان طلب كنيد . » « 21 » يكى از صحابه گفته است : هر گاه پيكى روانه مىكنيد نيك روى و نيكو نام باشد . يكى از فقيهان گفته است : هر گاه نمازگزاران با همديگر برابر و در يك درجه باشند سزاوارتر به امامت آنها كسى است كه خوبروتر باشد . و خداوند بدان منّت نهاده و فرموده است : وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ . « 22 » مقصود ما از زيبايى و جمال چيزى كه محرّك شهوت باشد نيست ؛ چه اين انوثت است بلكه منظور ما رسايى قامت و استوارى آن و اعتدال در فربهى و تناسب اندام و موزونى خلقت صورت است به طورى كه طبع از نگريستن به او متنفّر نشود . اگر بگويى : مال و جاه و نسب و زن و فرزند را از جمله نعمتها شمردى در حالى كه خداوند و پيامبر ( ص ) و دانشمندان مال و جاه را نكوهش كردهاند و خداوند متعال فرموده است : إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ « 23 » ؛ و نيز : أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ * ؛ « 24 » و على ( ع ) در نكوهش نسب فرموده است : « مردم ، فرزند چيزى هستند كه آن را نيكو انجام مىدهند و ارزش هر كسى همان چيزى است كه آن را مىداند » ؛ « 25 » و گفتهاند : ارزش انسان به خود اوست نه به پدر . بنابراين چگونه ممكن است آنها نعمت باشند در حالى كه شرعا نكوهيدهاند ؟ پاسخ اين است بدانى كسى كه علوم را از طريق الفاظ منقول تأويل شده و عمومات تخصيص يافته اخذ مىكند مادام كه نور الهى در ادراك حقايق امور به همان گونه كه
--> ( 21 ) ابو يعلى از روايت اسماعيل بن عيّاش از خيره دختر محمّد بن ثابت بن سباع از مادرش عايشه و اين دو مجهول الحال مىباشند . الضّعفاء ابن حبّان از طريق ديگر ، الشّعب بيهقى از حديث ابن عمر و طرقى براى آن دارد كه همه ضعيفاند ، المغنى . ( 22 ) بقره / 247 : . . . و علم و جسم او را وسعت بخشيده است . ( 23 ) تغابن / 14 : . . . برخى از همسران و فرزندانتان دشمنان شما هستند . ( 24 ) تغابن / 15 : اموال و فرزندانتان وسيلهء آزمايش شما هستند . ( 25 ) الاختصاص در نهج البلاغه ابواب حكم ، شمارهء 81 تنها آمده است : « ارزش هر كسى چيزى است كه آن را نيكو انجام مىدهد » ، تحف العقول ، ص 209 .