الفيض الكاشاني
229
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
زمانى در شدّت و سختى براى تسلّى و دلجويى اظهار فرمود و آن به هنگام كندن خندق بود ، و زمانى ديگر آن را براى جلوگيرى نفس از گرايش به شادى براى امور دنيا اظهار كرد و اين در حجّة الوداع بود كه مردم بر گرداگرد او حلقه زده بودند و مردى گفت : خداوندا ما از تو نعمت كامل را مىخواهيم ، پيامبر ( ص ) به او فرمود : « آيا مىدانى نعمت كامل چيست ؟ » عرض كرد : نه ، فرمود : « نعمت كامل دخول در بهشت است . » « 8 » امّا وسايل وصول به مقصود چهار قسم است : 1 - وسايلى كه اقرب و اخصّ است ، مانند فضيلتهاى نفس . 2 - وسايلى كه در مرتبهء بعدى آنها قرار دارد ، مانند مزيّتهاى بدنى . 3 - وسايلى كه از حدّ تن تجاوز مىكند و گرداگرد تن را فرا گرفته است ، مانند مال و كسان و عشيره . 4 - وسايلى كه ميان اسباب خارج از نفس و آنچه مناسب فضيلتهاى نفسانى است جمع مىكند مانند توفيق و هدايت . نوع اوّل كه اخصّ است فضيلتهاى نفسانى است و حاصل آن با توجّه به انشعاب و فروعى كه دارد به ايمان و حسن خلق باز مىگردد . و ايمان دو قسم است : 1 - علم مكاشفه كه عبارت از شناخت خدا و دانستن صفات او و فرشتگان و پيامبران اوست . 2 - علوم معامله و حسن خلق كه اين نيز دو قسم است : اوّل - ترك مقتضاى شهوت و خشم و نام آن عفّت است . دوم - مراعات عدل و ميانهروى در خوددارى از شهوات و ارتكاب آنها به نحوى كه نه آنها را بكلّى ترك كند و نه به هر گونه كه دلش بخواهد اقدام ورزد ، بلكه اقدام و عدم اقدام او بر ميزان عدلى باشد كه خداوند بر زبان پيامبرش ( ص ) جارى كرده و فرموده است : أَلَّا تَطْغَوْا فِي الْمِيزانِ ، وَ أَقِيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لا تُخْسِرُوا الْمِيزانَ . « 9 » بىشكّ كسى كه خود را عقيم كند تا شهوت زناشويى را از خود زايل سازد ، يا بكلّى زناشويى را با وجود قدرت و ايمنى از آفت ترك كند ، يا به خود گرسنگى دهد به حدّى كه از عبادت و ذكر و فكر باز ماند كوتاهى كرده و مصداق تخسر و الميزان است ؛ و آن كه در شهوت بطن و فرج
--> ( 8 ) سنن ترمذى 13 / 151 ، از حديث معاذ بن جبل . ( 9 ) رحمان / 8 و 9 : اين كه در ميزان طغيان نكنيد ، وزن را بر اساس عدل بر پا داريد و در ميزان كم نگذاريد .