الفيض الكاشاني
227
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
2 - دلى كه لذّت معرفت خداوند را نمىشناسد و معناى انس را او را نمىداند و لذّت او تنها در احراز جاه و مقام و رياست و مال و ديگر شهوات است . 3 - دلى كه در غالب حالات انس با خدا دارد ، و از معرفت و تفكّر دربارهء او لذّت مىبرد ، ليكن در برخى احوال به خويهاى بشرى باز مىگردد . 4 - دلى كه در اكثر حالات متلذّذ به صفات بشرى است و در برخى احوال لذّت علم و معرفت به او دست مىدهد . امّا اوّلى اگر وجود آن ممكن باشد دست يافتن به آن بسيار بعيد خواهد بود . امّا دومى جهان از آنها لبريز است و سوّمى و چهارمى موجودند ، ليكن وجود آنها بسيار كمياب و نادر است و جز به اين صورت نمىتوان آنها را تصوّر كرد و با وجود ندرت از حيث قلّت و كثرت متفاوتند . كثرت آنها در دورانهاى نزديك به زمان پيامبران ( ع ) است و هر اندازه بر فاصله و دورى از آن دوران افزوده گردد از تعداد اين دلها كاسته مىشود تا آنگاه كه قيامت فرا رسد لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا * « 4 » . اين كه واجب است اين گونه دل نادر باشد براى آن است كه آن در آستانه پادشاهى آخرت است و پادشاه عزيز است و پادشاهان زياد نيستند . چنان كه برجسته و كامل در پادشاهى و جمال جز بندرت يافت نمىشود و بيشتر مردم در مرتبهاى پايينتر از او قرار دارند ؛ پادشاهى آخرت نيز همين وضع را دارد چه دنيا عالم شهود و آيينهء آخرت است چنان كه آخرت عالم غيب مىباشد ، و عالم شهود تابع عالم غيب است همان طورى كه صورت منعكس شده در آيينه تابع صورت نگاه كنندهء در آن است ، و صورتى كه در آيينه است اگر چه از نظر وجود در رتبهء دوم است ليكن از حيث رؤيت در مرتبهء اول مىباشد ، چه تو خود را نمىبينى و نخست صورت خود را در آيينه مشاهده مىكنى و به صورتى كه به وجود تو قائم است خود را در مرتبهء دوم بر سبيل مشابهت مىشناسى . بنابر اين از حيث معرفت چيزى كه تابع است در وجود متبوع گشته و آنچه متأخّر است متقدّم شده است ، و اين نوعى انعكاس و باژگونگى است و انعكاس و باژگونگى از ضرورتهاى اين جهان است . به همين گونه عالم ملك و شهود شبيه عالم غيب و ملكوت است . برخى از مردم كه براى آنها آسان است چشم عبرت باز كنند به چيزى از عالم ملك نمىنگرند جز اين كه آن را بيانگر عالم ملكوت مىبينند و اين نگرش « عبرت » گفته مىشود و مردم بدان مأمورند
--> ( 4 ) انفال / 42 : تا خداوند كارى را كه مىبايست انجام شود تحقّق بخشد .