الفيض الكاشاني
224
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
ممكن است حسادت و تكبّر و شهوتهاى دلنشين ديگرى او را از فراگرفتن دانش بازدارد و در كشمكش دو جاذبهء متضاد قرار گيرد كه در اين صورت درد و اندوه او بزرگ مىشود ؛ زيرا اگر فرا گرفتن دانش را ترك كند درك جهل و نقصان او را آزار مىدهد و اگر به فرا گرفتن دانش بپردازد ترك شهوات يا رها كردن كبر و ذلّت تعلّم و شاگردى او را دردمند مىسازد . اين گونه افراد ناچار پيوسته در عذابى دايمى به سر مىبرند . نوع مقيّد آن است كه برخى از اين صفات در آن موجود و برخى را فاقد باشد ؛ زيرا بسا امور سودمند كه دردآور است مانند قطع انگشت كسى كه دچار خوره شده و بريدن غدّه و عضو زايد از بدن . همچنين بسا امور سودمند كه زشت است ، مانند حماقت ، چه آن در برخى احوال نافع است ، از اين رو گفتهاند : آن را كه خرد نيست آسوده است ، زيرا دربارهء عواقب كارها نمىانديشد و در حال راحت است تا آنگاه كه وقت مرگش فرا رسد . و نيز بسا چيزى كه از جهتى سودمند و از جهت ديگر زيانبار است ، مانند انداختن مال به دريا به هنگامى كه بيم غرق شدن باشد كه اين عمل از حيث اتلاف مال زيانبار و از جهت نجات جان سودمند است . آنچه سودمند است دو نوع است : يا براى رسيدن به سعادت آخرت ضرورى است مانند ايمان و حسن خلق و مقصود ما از اين دو علم و عمل است چه هيچ چيزى نمىتواند جانشين آنها شود ؛ و يا ضرورى نيست مانند سركنگبين در فرونشاندن صفرا كه ممكن است چيز ديگرى جانشين آن شود . قسمت پنجم - بدان نعمت عبارت از هر چيز لذيذ و گواراست و لذّتها در مورد انسان از حيث آن كه بعضى از لذّتها به او اختصاص و در برخى با ديگر جانداران مشاركت دارد سه نوع است : عقلى ، بدنى مشترك با بعضى حيوانات و بدنى مشترك با همهء حيوانات . اوّل - لذتهاى عقلى مانند لذّت علم و حكمت است كه چشم ، گوش ، بينى ، شكم و فرج آن را احساس نمىكند و تنها دل از آن لذّت مىبرد ، زيرا دل اختصاص به صفتى دارد كه آن را عقل مىگويند . اين لذّت از همهء لذّتها كميابتر و از همهء آنها شريفتر است . اين كه كميابتر است براى آن است كه از دانش تنها دانشمند و از حكمت فقط حكيم لذّت مىبرد و اهل علم و حكمت خيلى اندك و كسانى كه به رسوم و آداب آنان خودنمايى مىكنند بسيار زيادند . امّا شرافت آن بر ديگر لذّتها براى اين است كه آن لذّتى است كه نه در دنيا زايل مىشود و نه در آخرت و همراهى دايمى است كه ملامت