الفيض الكاشاني
222
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
كم است كه خوب آن صافى و از بدى خالى باشد مانند مال و زن و فرزند و خويشاوند و جاه و مقام و ديگر وسايل . از اين رو اسباب دنيوى بر سه قسم است : 1 - آنچه سودش بيش از زيان آن است ، مانند آنچه از مال و مقام و ديگر اسباب زندگى در حدّ كفاف مىباشد . 2 - آنچه زيانش نسبت به اكثر افراد بيش از سود آن است ، مانند داشتن مال زياد و مقام عالى . 3 - آنچه سود و زيان آن برابر است . اين امور نسبت به اشخاص مختلف است ؛ بسا انسان صالحى كه از مال و دارايى سود برد و آن را در راه خدا انفاق و در كارهاى خير صرف كند هر چند زياد و سرشار باشد و با اين توفيق مال نسبت به او نعمت است ، و نيز بسا انسانى كه اندكى مال براى او ضرر دارد چه پيوسته آن را اندك مىشمارد و از پروردگار شكايت دارد و خواهان افزايش آن است لذا با اين ناسپاسى و خوارى مال نسبت به او بلاست . قسمت سوّم - بدان خوبيها از ديدگاهى ديگر سه گونه است : 1 - آنچه به ذات خود مؤثّر و مطلوب است نه براى چيزى ديگر . 2 - آنچه براى غير او مؤثّر و مطلوب است . 3 - آنچه براى ذات او و غير او مؤثّر و مطلوب است . امّا اوّلى كه به ذات خود مؤثّر و مطلوب است نه براى چيزى ديگر مانند لذّت نظر كردن به رخسار پروردگار و سعادت لقاى او و به طور كلّى سعادت آخرت است كه پايانى ندارد ، و آن را نمىطلبند براى آن كه به هدفى ديگر و مقصدى كه در وراى آن است دست يابند بلكه به خاطر ذات آن اين سعادت را طالبند . دومى كه براى غير او مؤثّر و مطلوب است و به هيچ روى خود آن هدف نيست از قبيل درهم و دينار است كه اگر نيازهاى مردم به وسيلهء آنها برآورده نمىشد با سنگريزه برابر بودند ؛ ليكن چون وسيلهء دست يافتن به لذّاتند و آدمى را بسرعت به آنها مىرسانند خود آنها در نزد نادانها محبوب واقع شدهاند ، به طورى كه آنها را گردآورى و گنج كرده به ربا ميان خود مبادله مىكنند و گمان مىبرند كه خود آنها مقصودند . آنان مانند كسى هستند كه شخصى را دوست بدارد و به خاطر او فرستادهء آن شخص را نيز كه واسطهء ميان آنهاست به دوستى گيرد ، سپس به سبب محبّتى كه به اين واسطه پيدا كرده دوست اصلى