الفيض الكاشاني

216

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

مىباشد و براى آن واژهء « قضا » استعاره شده و گفته‌اند : آن همچون چشم به هم زدن است . از اين رو درياى ممكنات به حكم قضاى جزم طبق آنچه از پيش تقدير شده بود متراكم و سرشار شد و براى ترتّب هر يك از ممكنات بر ديگرى واژهء « قدر » استعاره گرديد . لذا واژهء قضا به ازاى امرى واحد و كلّى ، و واژهء قدر در قبال امورى است كه به تفصيل به بىنهايت مىانجامد . گفته شده است : هيچ چيزى از اينها خارج از قضا و قدر نيست ؛ لذا برخى از بندگان خدا گمان كردند كه چرا تقدير ، اين تفصيل را اقتضا كرد و با اين تفاوت و تمايز چگونه عدل برقرار مىشود . بعضى از اينان به سبب قصور فهم نتوانستند كه اين امر را درك كنند و تاب فهم محتواى آن را نداشتند ؛ لذا از اين كه در ژرفاى اين مطلب فرو روند دم فرو بستند و لجام منع بر دهانها زدند و به مردم گفتند : خاموش باشيد ، زيرا براى اين آفريده نشده‌ايد لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ ؛ « 68 » ليكن چراغ برخى ديگرى از نورى كه مأخوذ از نور خداوند در آسمانها و زمين بود پر شد ، روغن چراغ آنها از نخست صاف و زلال و مصداق آيهء : يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ « 69 » بود ، امّا آتش به آن رسيد و نور بر بالاى نور شعله‌ور شد در نتيجه همهء اقطار ملكوت به نور پروردگار در پيش روى آنها روشن گرديد و امور را چنان كه هست ادراك كردند ، و به آنها گفته شد : ادب را در پيشگاه خدا نگهداريد و خاموش باشيد « و هنگامى كه از قدر سخن مىرود از گفتار خوددارى كنيد » . « 70 » زيرا ديوار گوش دارد و پيرامون شما كسانى هستند كه بينايى آنها ضعيف است و با كسى كه ضعيفترين شماست همگام باشيد و حجاب را از خورشيد براى خفّاشان برمداريد ، چه آن سبب هلاكت آنان خواهد شد . به اخلاق خداوند خود را بياراييد ، و از پايگاه بلند خود به آسمان دنيا فرود آييد تا ضعيفان با شما انس گيرند ، و در پس پرده از بقاياى انوار تابان شما كسب روشنى كنند ، چنان كه خفّاشان در تاريكى شب از بقاياى نور خورشيد و ستارگان بهره‌مند مىشوند و در پرتو آن به زندگى و حالت در خور خود ادامه مىدهند هر چند نمىتوانند زندگى آنهايى را كه در كمال نور خورشيد آمد و رفت مىكنند به دست آورند . بنابر اين مانند

--> ( 68 ) انبياء / 23 : از آنچه مىكند بازخواست نمىشود و آنها باز خواست مىشوند . ( 69 ) نور / 35 : . . . نزديك است بدون تماس با آتش شعله‌ور شود ، نورى است بر بالاى نور . ( 70 ) طبرانى در الكبير از قول ابن مسعوزد و ابن عدى و از ثوبان و عمر با سندى حسن نقل كرده ، همچنين در جامع الصّغير آمده است .