الفيض الكاشاني
201
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
كسى كه در ازل خوبى برايش مقدّر نشده از شنيدن كلام خدا و پيامبر او ( ص ) و گفتار عالمان دورى مىكند ، و هر گاه گفتار آنها را نشنود دانا نمىشود ، و چنانچه دانا نشود نمىترسد و چون نترسيد ميل به دنيا را ترك نمىكند ، و هر گاه رغبت به دنيا را ترك نكند در حزب شيطان باقى مىماند و وعده گاه همهء آنها جهنّم است . چون اين مطلب را بدانى در شگفت خواهى شد كه گروهى با همين سلسلهء اسباب به بهشت كشانيده مىشوند ، چه هر موفّق و سعادتمندى با همين رشته رو به سوى بهشت دارد ، و اين رشته عبارت از استيلاى علم و خوف بر اوست . و هر شكست خوردهء شقاوتمندى با همين رشته به دوزخ كشيده مىشود ، و اين رشته چيره شدن غفلت و ايمنى و غرور بر اوست . بنابر اين پرهيزگاران به قهر به بهشت ، و گنهكاران به قهر به دوزخ كشانيده مىشوند و كشاننده جز خداوند يگانهء قهّار و پروردگار قادر جبّار نيست . هنگامى كه پرده از جلو چشم غافلان برداشته شود و وضع را به همين گونه مشاهده كنند نداى منادى را بشنوند كه : لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ ، و ملك وجود نه تنها آن روز بلكه همه روز براى خداوند قهّار است . ليكن غافلان جز در آن روز اين ندا را نمىشنوند و چون كوردلند اين ندا تكرار مىشود تا اوضاع بر آنها مكشوف شود ، امّا اين كشف ديگر براى آنها سودى ندارد . ما از نادانى و كوردلى كه ريشهء اسباب هلاكت است به خداوند حليم كريم پناه مىبريم . تميز ميان آنچه محبوب و مكروه خداست ( 1 ) بدان اداى شكر و ترك كفران كامل نمىشود جز به شناخت آنچه خداوند دوست مىدارد ، چه معناى شكر به كار بستن نعمتهاى او در راهى است كه محبوب اوست ، و معناى كفران نقيض آن است به اين صورت كه نعمتهاى او را در اين راه به كار نبرد ، و يا در طريق آنچه مكروه اوست به كار گيرد . براى تشخيص آنچه محبوب و مكروه خداست دو ملاك وجود دارد كه يكى نقل است و مستند آن آيات و اخبار مىباشد و ديگرى بينش دل كه عبارت از نظر كردن به ديدهء اعتبار است . دومى دشوار است به همين سبب عزيز و ارزشمند مىباشد . براى آن كه اين معرفت در بندگان حاصل شود خداوند پيامبران را فرستاده و به وسيلهء آنها اين راه را براى آنان هموار فرموده است ؛ از اين رو اين معرفت مبتنى بر شناخت همهء احكام شرع دربارهء افعال بندگان مىباشد ، و كسى كه