الفيض الكاشاني
193
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
است ؛ پس او هم ستاينده و هم ستوده شده است . از همين نظر شيخ ابو سعيد مهنهاى به هنگامى كه آيهء : يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ نزد او خوانده شد گفت : به جانم سوگند آنان را دوست مىدارد و بگذار تا آنان را دوست بدارد ، و بحقّ دوستدار آنهاست چه جز خود را دوست نمىدارد . اين گفتار اشاره است به آن كه محبّ و محبوب اوست ، و اين مرتبهاى عالى است كه آن را جز با مثالى درخور عقل خويش نمىتوانى بفهمى . پوشيده نيست كه مصنّف هر گاه تصنيف خود را دوست بدارد خود را دوست داشته ، و صنعتگر چنانچه صنعت خويش را دوست بدارد خويشتن را دوست داشته ، و پدر هر گاه فرزندش را دوست بدارد از حيث آن كه فرزند اوست خود را دوستدار مىباشد ، و همهء آنچه در عالم وجود است جز خدا همه تصنيف خداوند و صنعت اوست ، اگر آنها را دوست بدارد جز خود را دوست نداشته و اگر جز خود را دوست ندارد بحقّ آنچه را بايد دوست بدارد ، دوست داشته است . اينها همه از ديدگاه توحيد محض است . صوفيان از اين حالت به فناى نفس تعبير مىكنند ؛ يعنى فانى شدن از نفس خود و آنچه غير از خداست و اين كه در عالم وجود جز خدا چيزى نبيند . كسى كه اين معنا را نمىفهمد آنان را مورد نكوهش قرار مىدهد ، و مىگويد : صوفى چگونه فانى شده در حالى كه درازى سايهء او چهار گز است ؟ و شايد در هر روز چند رطل نان بخورد ، و نادانها بر آنان مىخندند ، زيرا معانى گفتار آنها را نمىدانند ، و اين ضرورى عارفان است كه مضحكهء جاهلان باشند . خداوند در قول خود بدين اشاره فرموده است كه : إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ ؛ وَ إِذا مَرُّوا بِهِمْ يَتَغامَزُونَ ؛ وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلى أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَكِهِينَ ؛ وَ إِذا رَأَوْهُمْ قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّونَ وَ ما أُرْسِلُوا عَلَيْهِمْ حافِظِينَ . « 45 » سپس بيان فرمود كه خندهء عارفان بر جاهلان در روز بازپسين بزرگتر است ، در آن جا كه فرموده است : فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ ؛ عَلَى الْأَرائِكِ يَنْظُرُونَ . « 46 » همچنين نوح ( ع ) به هنگامى كه مشغول ساختن كشتى بود و امّتش به
--> ( 45 ) مطفّفين / 30 تا 34 : بدكاران ( در دنيا ) پيوسته بر مؤمنان مىخنديدند ، و هنگامى كه از كنار آنها مىگذشتند آنها را به اشاره مورد سخريّه قرار مىدادند ، و چون به سوى خانوادهء خود برمىگشتند مسرور و خندان بودند ، و هنگامى كه آنها را مىديدند مىگفتند اينها گمراهانند ، در حالى كه آنها هرگز مأمور مراقبت و متكفّل آنان ( مؤمنان ) نبودند . ( 46 ) مطفّفين / 25 و 36 : ليكن امروز مؤمنان به كافران مىخندند ، در حالى كه بر تختهاى مزيّن بهشتى نشستهاند و نگاه مىكنند .