الفيض الكاشاني

19

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

است مترتّب بر بعضى ديگرند ، فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا . « 20 » از اين رو خداوند در دست آدمى براى نوشتن منظّم حركت نمىآفريند مادام كه صفت قدرت ، حيات و ارادهء قاطع در او خلق نكرده باشد همچنين تا زمانى كه شهوت و ميل را در او نيافريده ارادهء قاطع را در وى به وجود نمىآورد و اين ميل و شهوت به طور كامل در انسان برانگيخته نمىشود مگر آنگاه كه خداوند در او دانشى بيافريند كه بداند آنچه مورد تمايل اوست در حال و يا در آينده با طبع او سازگار است ، و اين دانش را خداوند نمىآفريند مگر از طريق اسبابى كه به حركت ، اراده و علم برگشت دارد . پس علم و ميل طبيعى همواره از ارادهء جازم متابعت مىكنند و اراده و قدرت پيوسته تابع حركت مىباشند و وضع در همهء افعال به همين منوال است ، و همگى ساخته‌ها و مخلوقات خداوند سبحانند ؛ ليكن برخى از آنها شرط بعضى ديگرند ؛ از اين رو تقدّم دسته‌اى و تأخّر دسته‌اى ديگر واجب است ، چنان كه اراده ، تنها پس از علم و علم پس از حيات و حيات پس از جسم خلق مىشود ، و خلق جسم شرط حدوث حيات است نه اين كه حيات زاييدهء جسم باشد ؛ و آفرينش حيات شرط آفرينش علم است نه اين كه علم مولود حيات باشد . امّا محلّ مورد پذيرش علم زمانى استعداد اين كار را دارد كه وجود زنده باشد ، و خلق علم شرط قطعى شدن اراده است ، نه اين كه علم اراده را به وجود مىآورد ، ليكن تنها جسم زنده و عالم پذيراى اراده است ، و نيز چيزى وارد دايرهء وجود نمىشود مگر آن كه ذاتا ممكن است ، و امكان داراى نظامى است كه قابل تغيير نيست ، و تغيير آن محال است . از اين رو هر زمان شرايط وصف موجود شود . موصوف آمادهء قبول آن صفت مىگردد ، و به محض حصول استعداد و آمادگى ، آن صنعت از ناحيهء جود الهى و قدرت ازلى به موجود افاضه مىشود ، و چون استعداد و آمادگى به سبب شرايط خود داراى نظام و قانونى است ، بروز حوادث نيز كه به فعل و قدرت خداوند صورت مىگيرد از ترتيب و نظامى خاصّ برخوردار است و بندگان اجرا كنندهء اين حوادث منظّم مىباشند ؛ حوادثى كه در قضاى آلهى به صورت كلّى مانند يك چشم به همزدن مرتّب گشته و غير قابل تغييرند ، و ظهور آنها به تفصيل مقدّر شده به طورى كه به هيچ وجه از آن تجاوز نمىشود . گفتار خداوند كه فرموده است : إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ « 21 » بيانگر اين تقدير و آيهء : وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ

--> ( 20 ) فاطر / 43 : هرگز براى سنّت خدا تبديلى نخواهى يافت . ( 21 ) قمر / 50 : ما هر چيز را به اندازه آفريديم .