الفيض الكاشاني
173
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
اين رو نيازمند آنى كه شهوتها را بشكنى و حجاب را بردارى تا انوار معارف از درون دلت بتابد ، چه ظاهر كردن آب زمين با حفر قنوات آسانتر و نزديكتر از روانه كردن آب از جاى دور و پست بدان سرزمين است . و به سبب حضور انوار معارف در دل و فراموشى از آنها بر اثر اشتغال به امور دنيا خداوند همهء معارف ايمان را تذكّر ناميده و فرموده است : لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ ، « 97 » و نيز : وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ * « 98 » اين است داروى صبر در برابر وسوسهها و عوامل مشغول كننده و آخرين درجات صبر است ، چه صبر در برابر همهء علايق و ترك آنها مقدّم بر صبر در برابر خطورات قلبى است ، و سختترين علايق نفس علاقهء او به مردم و حبّ جاه و مقام است ، زيرا لذّت رياست و غلبه و برترى جويى و جلب پيروان از نظر خردمندان قويترين لذّات دنياست و چگونه برترين لذّات نباشد و حال آن كه هدف آن ربوبيّت است كه صفتى از صفات حق تعالى است ؛ و ربوبيّت بر حسب طبع و به مناسبت امورى كه مقتضاى آن است مطلوب و محبوب دل است ، و قول حق تعالى كه : قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي « 99 » بيانگر آن است . دل به سبب دوست داشتن اين صفت نكوهش نمىشود بلكه از آن جهت نكوهيده است كه بر اثر فريب شيطان ملعون كه از عالم امر رانده شده غلطى را مرتكب گرديده است ، چه شيطان به انسان كه از عالم امر است حسد برد و او را فريب داد و گمراه كرد . چگونه آدمى به داشتن اين صفت سرزنش شود در حالى كه او طالب سعادت آخرت است ، و از آن جهت آن را خواهان است كه متضمّن بقاى بدون فنا ، عزّت بدون ذلّت ، ايمنى بدون ترس ، توانگرى بدون فقر و كمال بدون نقص است ؛ و اينها همه از اوصاف ربوبيّت است ، و انسان به سبب دوست داشتن اين صفات نكوهش نمىشود ، بلكه حقّ هر بندهاى است كه طالب سلطنتى بزرگ و بىپايان باشد ، و آن كه طالب سلطنت است ناچار خواهان برترى و عزّت و كمال است ؛ ليكن دو نوع سلطنت وجود دارد : يكى آميخته به انواع دردها و زودگذر امّا نقد و موجود ، اين دنياست ؛ و ديگرى سلطنت جاويدان كه مشوب به كدورت و درد نيست و پايان ناپذير است ليكن موكول به آينده است ، و چون انسان عجول و شتابكار آفريده شده و به نقد رغبت دارد ، شيطان نزد او آمد و به او توسّل
--> ( 97 ) ص / 29 : . . . تا انديشمندان متذكّر شوند . ( 98 ) قمر / 17 : ما قرآن را براى تذكر آسان ساختيم آيا كسى هست كه متذكّر شود . ( 99 ) اسراء / 85 : . . . بگو روح از فرمان پروردگار من است .