الفيض الكاشاني

125

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

اين موعظه‌ها مانند خوراكهايى است كه همهء مردم در سود بردن از آنها شريكند ، و به سبب فقدان اين گونه واعظان است كه باب نصيحت پذيرى و پندگيرى مسدود شده و معاصى غلبه يافته و تباهى به همه جا سرايت كرده و مردم به واعظانى گرفتار شده‌اند كه سخنان را به سجع مىآرايند و شعرهايى مىخوانند ، و در بيان چيزى كه آن را نمىدانند تكلّف و تظاهر مىكنند و به حال ديگران تشبّه مىجويند ، در نتيجه هيبت آنها از دلها رفته است ، و چون سخن آنان از دل بر نمىخيزد بر دل نمىنشيند بلكه گوينده خودستا و چاپلوس و شنونده متكلّف و بىاعتناست ، و هر يك از اين دو از حقّ رو گردان و خلافكار است . و چون طلبيدن پزشك نخستين درمان بيمار است طلب كردن عالمان اوّلين معالجه گنهكاران مىباشد ، و اين مطلب يكى از اركان علاج و از اصول آن است . اصل دوم صبر است ؛ سبب نياز به صبر اين است كه بيمار به علّت خوردن آنچه براى او زيان دارد بيماريش به درازا مىكشد و اين يا به سبب غفلت از مضرّات آن است و يا به علّت شدّت غلبهء شهوت است . لذا طولانى شدن بيمارى او دو سبب دارد ، آنچه را ذكر كرديم علاج غفلت است و درمان شهوت باقى مانده كه ما آن را در كتاب رياضت نفس بيان كرده‌ايم . و خلاصهء آن اين است كه بيمار هر زمان حرص او به طعامى زيانبار شدّت يابد بزرگى زيان آن را به ياد آورد ، و صورت آن را از برابر چشم خود دور سازد ، و با چيزى كه در صورت به آن نزديك بوده و زيان بسيار آن را نداشته باشد ميل خود را تسكين دهد سپس به نيروى خوف بر الم ناشى از ترك آنچه بدان حرص دارد شكيبايى كند ، چه در هر حال ناگريز از تحمّل تلخى صبر است . درمان شهوت معاصى نيز به همين گونه است . فى المثل جوانى كه شهوت بر او چيره شده و نمىتواند چشم و دل يا اعضاى خود را از كوشش در راه ارضاى اين شهوت باز دارد بايد زيان گناه آن را به خاطر آورد و تهديدهايى را كه در كتاب خدا و سنّت پيامبر ( ص ) دربارهء مرتكب آن گناه آمده بخواند و هنگامى كه خوف او قوّت گرفت خود را از اسبابى كه شهوتش را تحريك مىكند دور بدارد . عالمى كه آتش شهوت او را برافروخته مىكند در خارج و بيرون از وجود او ، و آن حضور چيزى است كه بدان شيفتگى دارد و به آن مىنگرد ، از اين رو گريز از آن و گوشه گيرى درمان اين شهوت است و چنانچه شيفتگى او در خوردن خوراكهاى لذيذ است درمان آن گرسنگى و پيوسته روزه گرفتن است و همهء اينها تنها با صبر و شكيبايى ميسّر است ، و صبر جز از