الفيض الكاشاني

116

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

اصل تركيب يافته كه يكى علم و ديگرى صبر است و ناگريز بايد آنها را توضيح داد . اصل اوّل علم است . اگر گفته شود آيا هر علمى عقدهء اصرار بر گناه را مىگشايد يا ناگزير از علمى مخصوص است ؟ پاسخ اين است كه بدانى همهء علوم داروهاى بيماريهاى دلند ليكن هر يك از اين بيماريها علمى خاصّ خود دارد چنان كه دانش پزشكى به طور كلّى براى همهء بيماريهاى تن سودمند است امّا هر بيمارى دانشى ويژهء خود دارد . بيمارى اصرار نيز به همين گونه است ، و ما بايد بخصوص همين دانش را بيان كنيم ، و براى اين كه فهم آن آسانتر و به ذهن نزديكتر باشد آن را از طريق مقايسه با بيمارى تن شرح و توضيح مىدهيم ، لذا مىگويم : بيمار نياز دارد به اين كه چهار امر را تصديق كند : اوّل - به اجمال تصديق كند كه بيمارى و تندرستى اسبابى دارد ( 1 ) كه با اختيار و به ترتيبى كه مسبّب الأسباب آنها را مرتّب كرده مىتوان به آنها رسيد ، و اين همان ايمان به اصل دانش پزشكى است ، و هر كس بدان اعتقاد نداشته باشد به درمان مشغول نمىشود و سزاوار هلاكت است . معادل اين ايمان در دانشى كه ما در صدد بيان آنيم ايمان به اصل شرع است ، و آن عبارت از اين است كه معتقد باشد سعادت در آخرت سببى دارد كه آن فرمانبردارى و طاعت است ، و شقاوت در آخرت نيز داراى علّتى است و آن معصيت و نافرمانى خداست ، ايمان به اصل شرايع همين است . اين ايمان را بايد حتما يا از طريق تحقيق و يا از راه تقليد به دست آورد و هر دو راه از طريق ايمان است . دوم - آن كه بيمار ناگزير است به پزشك معيّنى اعتقاد پيدا كند ( 2 ) كه او به دانش پزشكى آگاه و در آن ماهر و آنچه در اين باره مىگويد صادق است ، دروغ نمىگويد و تزوير به كار نمىبرد ، چه صرف ايمان او به اصل دانش پزشكى بدون ايمان مذكور براى او سودى ندارد ، و معادل اين اعتقاد در علمى كه ما مشغول بيان آنيم داشتن يقين به صدق پيامبر خدا ( ص ) و ايمان به اين كه قول او حقّ و راست است و هيچ گونه دروغ و خلاف در آن نيست . سوّم - بيمار چاره‌اى ندارد جز اين كه به سخنان پزشك كه او را به اجمال از خوردن چيزهايى كه براى او زيان دارد مىترساند گوش فرا مىدهد ( 3 ) به طورى كه از ترك پرهيز بيمناك شود و شدّت بيم او را به رعايت پرهيز وادار سازد . معادل اين امر در دين گوش دادن به آيات و اخبارى است كه مشتمل بر ترغيب به تقوا و پرهيز از ارتكاب گناه و