الفيض الكاشاني

71

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

آبرويش را حفظ كند صدقه به شمار مىآيد » . « 29 » و چرا چنين نباشد در حالى كه غيبت كننده را از معصيت غيبت بازمىدارد و از سخن او كه دشمنى برمىانگيزد و شخص را به تلافى و انتقام و تجاوز از حدود دين وادار مىكند برحذر مىدارد . اما استفاده از مال براى به خدمت گرفتن ديگران اين است كه آدمى براى فراهم ساختن نيازمنديهاى خود كه بسيار است احتياج به استخدام ديگران دارد و اگر خود عهده‌دار تمام آنها بشود وقتش ضايع مىگردد و رفتن به راه آخرت با انديشه و ذكر خدا كه بالاترين مقامات رهروان است بر او مشكل مىشود ، و هر كه مال ندارد بايد خريد ما يحتاج خود و جاروب كردن خانه و حتّى نسخه بردارى از كتاب مورد نياز خود را شخصا به عهده بگيرد . و كارى كه ديگرى بتواند براى انسان انجام دهد و به وسيلهء او به هدفش برسد در صورتى كه خود انجام دهد موجب رنج و زحمتش خواهد شد ؛ زيرا آدمى وظايفى مانند علم و عمل و تفكّر و ياد خدا را بر عهده دارد كه ديگرى نمىتواند آن را انجام دهد . بنابراين هدر دادن وقت در غير آن وظايف زيان و خسران است . نوع سوّم : مالى است كه خرج شخص معينى نمىشود ، ولى نفع همگانى دارد ؛ مانند ساختن مساجد ، پلها ، بيمارستانها ، و نصب كردن حباب در راهها و ديگر موقوفاتى كه براى خيرات مهيّا مىشود اين موارد از امور خيريهء دائمى است كه پس از مرگ به انسان مىرسد و در طول زمان دعاى صالحان را به صاحب خيرات مىرساند و همين خير آدمى را بس است . اين است تمام فوايد مال از نظر دينى سواى آنچه به بهره‌هاى دنيا مربوط مىشود كه عبارت است از رهايى از ذلّت و فقر و رسيدن به عزّت و مجد در ميان مردم و داشتن برادران و ياران و دوستان بسيار و بزرگوارى و وقار در دلها . تمام موارد ياد شده از بهره‌هاى دنيوى است كه مقتضاى داشتن مال است .

--> ( 29 ) اين حديث را ابو يعلى از حديث جابر روايت كرده و دارقطنى و خرائطى و بيهقى نيز در شعب الايمان در حديثى از جابر به سندى حسن روايت كرده‌اند چنان كه در المغنى آمده است ، و حاكم در مستدرك به سندى ضعيف روايت كرده چنان كه در جامع الصغير آمده است .