الفيض الكاشاني
65
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
داشت . » « 16 » روايت شده كه على ( ع ) درهمى را در كف دستش نهاد ، آنگاه فرمود : « تا تو از دستم نروى برايم نفعى ندارى » . گويند : نخستين بار كه سكهء طلا و نقره زده شد ، ابليس آنها را برداشت و بر پيشانى خود نهاد ؛ آنگاه آنها را بوسيد و گفت : هر كس شما را دوست بدارد براستى بندهء من است . يحيى بن معاذ گفت : درهم عقرب است پس اگر نمىتوانى از آن بهره بگيرى آن را نگير ، چرا كه اگر تو را بگزد زهرش تو را مىكشد . سؤال شد : خوب بهره گرفتن از درهم چيست ؟ گفت : از حلال به دست بياورى و در جاى مناسب مصرف كنى . و نيز گفته است : انسان در حال مرگش در مورد مالش دو مصيبت دارد كه اوّلين و آخرين مانند آن را نشنيدهاند . گفته شد : آن دو مصيبت چيست ؟ گفت : تمام مال از او گرفته مىشود و دربارهء تمام مال از او سؤال مىشود . گفته شده : هيچ كس را درهم به عزّت نرساند ، مگر اين كه خوار ساخت . علاء بن زياد گفت : دنيا برايم مجسّم شد در حالى كه به تمام زيورها آراسته بود . گفتم : از شرّ تو به خدا پناه مىبرم ، گفت : اگر شادمان مىشوى كه خدا تو را از شرّ من نگاه دارد درهم و دينار را دشمن بدار . زيرا درهم و دينار تمام دنياست و انسان به وسيلهء آنها به تمام دنيا مىرسد ، بنابراين هر كس خود را از آن دو نگاه دارد از دنيا نگاه داشته است ؛ از اين رو گفته است : انى وجدت فلا تظنوا غيره * ان التورع عند هذا الدرهم فاذا قدرت عليه ثم تركته * فاعلم بان تقاك تقوى المسلم . « 17 »
--> ( 16 ) اين حديث را ترمذى در ( سنن ) ، ج 9 ، ص 301 ، از حديث ابن مسعود روايت كرده و در آن اين جمله آمده است « فترغبوا فى الدنيا » . ( 17 ) من به درهم دست يافتم و جز اين گمان مبريد براستى پارسايى در مقابل درهم معلوم مىشود هر گاه به درهم دست يا بى و از آن صرف نظر كنى بايد بدانى كه همانند يك مسلمان تقوا پيشهاى .