الفيض الكاشاني
53
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
پشيمانى سودى ندارد . كارهاى شگفتآور ياد شده گاه تمسخر و تقليد از ديگران و شعبده بازى و كارهاى خندهآور مانند جلو و عقب رفتن و كارهاى حيرتانگيز ديگر و گاهى اشعار عجيب يا آوردن نثر مسجّع با آواز خوش است ، زيرا شعرى كه داراى وزن است در نفس تأثير بيشترى دارد بويژه هرگاه از تعصّب مذهبى برخوردار باشد ؛ مانند اشعارى كه در منقبت صحابه و فضايل اهل بيت ( ع ) گفته شده يا شعرى كه انگيزهء عشق را در ميان انسانهاى بىشرم تحريك مىكند ؛ مانند كار هرزههايى كه در بازارها هستند ، يا دادن چيزى كه به نظر مىآيد در عوض پول دريافتى است ، در حالى كه عوض نيست ، مانند فروختن تعويذها ( طلسمها ) و حشيشها به كسى كه گمان مىكند دواست و با اين كار كودكان و نادانان را مىفريبند ، و مانند صاحبان قرعه و فال و نهيبى كه منجّمان مىزنند . و از اين قبيل است كار واعظانى كه بر روى منبرها مطالبهء پول مىكنند چون مايهء علمى ندارند و هدفشان به دست آوردن دلهاى مردم و گرفتن اموال آنهاست . انواع گدايى بيش از هزار و دو هزار نوع است و انسان تمام آنها را براى تأمين زندگى خود با انديشهء دقيق دريافته است . اين است شغلها و كارهايى كه مردم به آنها گرفتارند و نياز به خوراك و پوشاك آنها را به اين كارها كشانده است ، ولى در اين ميان خود و هدف و بازگشت خويش را از ياد برده و گمراه و سرگشته شدهاند و خيالهاى فاسد به عقلهايشان راه يافته ، پس از اين كه رنج كارهاى دنيا عقول آنها را ضعيف كرده است ؛ از اين رو مذهبهايشان تقسيم شده و آراى آنان به چندين صورت درآمده است . بر گروهى نادانى و غفلت غالب شده و چشمشان باز نمىشود تا به فرجام كار خود بنگرند و مىگويند : هدف همين زندگى چند روزهء دنياست و بايد تلاش كنيم تا غذايى براى خوردن به دست بياوريم و بتوانيم به كسب بپردازيم و كسب كنيم براى خوردن ؛ پس مىخورند تا كاسبى كنند و كاسبى مىكنند تا بخورند . اين روش كشاورزان و صاحبان حرفه و كسانى است كه بهرهاى از نعمتهاى دنيا ندارند و به دين نيز بىتوجهند . اينان روز زحمت