الفيض الكاشاني
498
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
خود به بندگان مىنگرد و آنها را در كار خود برگشته و در دين خود سرگردان و كر و كور مىبيند كه بيمارى بر آنان مسلّط است و خود نمىدانند و پزشك ندارند و در آستانهء نابودى هستند . پس ترحّم بر قلبش غالب مىشود ، در حالى كه شناخت كامل به امورى دارد كه آنها را هدايت مىكند و گمراهى آنان را آشكار مىسازد و به سعادت راهنمايى مىكند و بدون زحمت و هزينه و تحمّل خسارت بر بيان آن قادر است . مثل او مثل مردى است كه مرضى سخت دارد كه دردش طاقتفرساست و بدان سبب شب خود را به بيدارى و روزش را در اضطراب مىگذراند و بر اثر فشار درد نمىخورد و نمىآشامد و حركت و فعّاليّتى ندارد . پس دوايى خالص و رايگان و بىزحمت و سهل الوصول برايش پيدا مىشود آن را مىخورد و خوب مىشود و پس از مدتى بيدارخوابى شب به خوبى مىخوابد و پس از اضطراب در روز به آرامش مىرسد و زندگىاش پس از كمال تيرگى خوب و مطلوب مىشود و پس از مدّتها بيمارى به لذّت سلامتى مىرسد آنگاه به شمار زيادى از مسلمانان بنگرد كه به بيمارى او گرفتارند و مدتها دچار بيدار خوابى شده و سخت پريشانند و نالهء آنها به آسمان مىرود . پس به ياد بياورد كه داروى آنها همان است كه او مىداند و به آسانترين صورت ممكن و سريعترين زمان ممكن قادر است آنان را شفا بخشد . پس بر آنان ترحّم كند و نفسش به او اجازه ندهد كه در درمان آنها كندى ورزد . همچنين بندهء مخلص پس از اين كه به راه ( خدا ) هدايت شد و بيماريهاى قلبى او شفا يافت بيمارى قلبى مردم را مشاهده كند ، در حالى كه درمانشان دشوار و نابوديشان نزديك و درمانشان بر او آسان است . پس در نفس او تصميمى قاطع در خيرخواهى آنان برانگيخته شود و شيطان نيز به اميد اين كه فرصت فتنه يابد او را بر درمان بيماران ياد شده تشويق كند ، و چون به اين كار مشغول شود شيطان فرصت فتنه يابد و او را پنهانتر از حركت مورچه در نهان به رياست فرابخواند كه مريد آن را در نيابد ، و همچنان آن حركت نهانى در قلبش باشد تا شيطان او را به خودآرايى در برابر