الفيض الكاشاني

49

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

به كسانى نياز است كه با مدارا از آنها ماليات بگيرند كه همان جمع‌آورندگان خراج و مالياتند ، و نيز به انباردار براى حفظ مالياتها احتياج است و نيز به كسانى كه ماليات را در ميان مردم عادلانه تقسيم كنند و حالات مردم را زير نظر داشته باشند . اگر اين كارها را افراد متعدّدى سرپرستى كنند و اين امور زير نظر فرد واحدى صورت نگيرد ، نظام جامعه فرو مىپاشد . از اين رو به سلطانى نيازمندند كه كارهايشان را تدبير كند و به اميرى محتاجند كه براى هر كارى شخصى را معيّن سازد ؛ و براى هر كسى كار مناسب او را برگزيند ؛ و در گرفتن ماليات و بخشش آن و به كارگيرى لشكر در جنگ و تقسيم سلاحهايشان و سازماندهى جنگ ، و گماشتن فرمانروا و فرمانده براى هر گروهى از لشكر ، و ديگر كارهايى كه مربوط به سلطان است انصاف را رعايت كند . بنابراين پس از وجود لشكريان مسلح و سلطانى كه با چشمانى بيدار از مردم مراقبت كند نياز به نويسندگان و خزانه‌داران و حسابرسان و گردآورندگان خراج و كارگزاران پديد مىآيد . گروه ياد شده نيز به زندگى نيازمندند و نمىتوانند به حرفه‌اى بپردازند ؛ از اين رو نياز به مال فرعى همراه با مال اصلى به وجود مىآيد كه فرع ماليات نام دارد . در اين صورت مردم در انجام كارها به سه گروه تقسيم مىشوند : 1 - كشاورزان ، شبانان ، پيشه‌وران 2 - لشكريان كه با شمشير از مردم حمايت مىكنند 3 - آنهايى كه در ميان دو گروه ياد شده با گرفتن و بخشيدن در رفت و آمدند كه كارگزاران و گردآورندگان ماليات و نظاير آنهايند . بنابراين ببينيد چگونه كار از نياز انسان به غذا و مسكن و پوشاك آغاز مىشود و به كجا مىانجامد . همچنين هر درى از كارهاى دنيا كه گشوده مىشود ده باب ديگر را مىگشايد و اين كار تا بىنهايت ادامه مىيابد . كارهاى دنياگويى همانند چاهى است كه ژرفايش بىپايان است و هر كس در چاهى بيفتد از آن چاه به چاه ديگرى سقوط كند و پياپى چنان است . صنايع و حرفه‌ها همينهاست جز اين كه كامل شدن آنها با مالها و ابزارهاست . بنابراين مال عبارت از اعيان زمين و منافع آنهاست كه از زمين به دست