الفيض الكاشاني

483

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

نيز بدون طلب روزى حلال راضى نمىشود ، بلكه خدا فقط با پرداختن به تمام عبادات و گناهان راضى مىشود ؛ پس هر كس گمان كند كه بعضى از اين امور او را بس است و نجاتش مىدهد فريفته و مغرور است . گروه ديگرى مدّعى خوشخويى و فروتنى و بخشندگى هستند . پس خدمت صوفيان را عهده‌دار مىشوند و گروهى را گرد آورده خود را در خدمت كردن آنان به زحمت مىاندازند و آن را وسيله‌اى براى رياست و جمع‌آورى مال قرار مىدهند ، و هدفشان تكبّر است در حالى كه وانمود مىكنند كه غرضشان خدمت و تواضع است ، و هدفشان رفعت و بلندى مقام است در حالى كه مىپندارند غرضشان مدارا و ارفاق است ، و مقصودشان اين است كه ديگران از آنها پيروى كنند در حالى كه وانمود مىكنند كه غرضشان خدمت و پيروى كردن است . آنگاه مال حرام و شبهه‌آميز جمع مىكنند و بر آن گروه انفاق مىكنند و بعضى از آنها مال سلاطين را مىگيرند تا در راه حجّ بر صوفيان انفاق كنند و خيال مىكنند قصد نيكى و انفاق دارند ولى انگيزهء تمام اين كارها ريا و خودنمايى است و نشانه‌اش آن است كه در ظاهر و باطن نسبت به تمام اوامر الهى سستى مىكنند و به گرفتن حرام و انفاق آن خشنودند ، كسى كه در راه حج به گمان كار خير مال حرام انفاق مىكند مانند كسى است كه به جاى تعمير مسجد آن را ملوّث و آلوده مىكند و مىپندارد كه قصد او تعمير كردن است . گروه ديگرى به جهاد با نفس و مهذّب ساختن اخلاق و پاك كردن عيبهاى نفس مشغول مىشوند و در آن به ژرفنگرى پرداخته از عيبهاى نفس و شناخت علمى و فنّى حيله‌هاى آن بحث مىكند . اينان در تمام حالات خود به جستجوى عيبهاى نفس با استنباط سخنان دقيق در آفات نفس مشغول مىباشند و مىگويند : اين ( صفت ) در نفس عيب است و غفلت از عيب بودن آن نيز عيب است و توجّه به عيب بودن آن عيب است و از سخنان مسلسل كه عمر خود را در تلفيق آنها ضايع ساخته‌اند خوشحالند . كسى كه سراسر عمر خود را به جستجوى عيبها و نوشتن علم درمان عيبهاى نفس اختصاص دهد