الفيض الكاشاني
481
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
حقّ و اصل شده و از مقرّبان الهى است ، در حالى كه در پيشگاه خدا از منافقان گنهكار است ، و در نزد صاحبدلان از جاهلان احمق ، و هرگز علمى را استوار نكرده و خويى را مهذّب نساخته ، و عملى را مرتّب نكرده است و جز پيروى از هواى نفس و دريافت ياوه و حفظ آن به مراقبت دل نپرداخته است . گروه ديگرى بساط شريعت را در هم پيچيده و اهل اباحه شده و احكام دين را بدور افكنده و حلال و حرام را برابر دانستهاند . بعضى از آنها مىگويند كه خدا از عمل من بىنياز است ، پس چرا خودم را به زحمت اندازم ؟ بعضى از آنها مىگويند : مردم به پاكسازى دل از شهوتها و دوستى دنيا مكلّف شدهاند و آن محال است ، چون تكليف به غير ممكن است و همانا كسى به آن فريفته مىشود كه احكام را نيازموده ولى ما آزمودهايم و دريافتهايم كه محال است ؛ و اين نادان نمىداند كه مردم به ريشه كن ساختن شهوت و خشم مكلّف نشدهاند بلكه به ادب كردن آن دو صفت مكلّف شدهاند ، بطورى كه هر كدامشان مطيع فرمان عقل و شرع شوند . بعضى از آنان مىگويند : اعمال و عباداتى كه به وسيلهء جوارح انجام مىشود ارزشى ندارد و توجّه ( خدا ) به دلهاست و دلهاى ما شيفتهء محبّت خداست ، و به معرفت او و اصل شده است ، و همانا بدنهاى ما در دنيا فرو رفته ولى دلهاى ما در محضر پروردگار معتكف است ، پس به ظاهر ما با شهوات سر و كار داريم نه به دلها و مىپندارند كه از درجهء عوام ترقّى كرده و از تهذيب نفس با اعمالى بدنى بىنيازند و شهوتها آنها را از راه خدا باز نمىدارد ، چون در راه خدا نيرومندند و درجهء آنها بالاتر از درجهء انبياست زيرا يك گناه و خطا آنها را از راه حقّ باز مىداشت ، تا آنجا كه بر آن خطا سالهاى متوالى مىگريستند . انواع فريفتگى اهل اباحه و اشتراكيها كه خود را به صوفيان شبيه مىسازند بىشمار است ، و تمام اعتقاداتشان بر اساس اشتباهات و وسوسههايى است كه شيطان آنها را بدان مىفريبد چون پيش از استوار ساختن علم به مجاهدت مشغول شدهاند ، و نيز به استادى كه در دين و علم استوار و شايستهء تأسّى باشد