الفيض الكاشاني
474
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
است در حالى كه غرضش اين است كه بگويند : فلانى پيشنماز مسجد است و اگر ديگرى امام جماعت شود اگر چه عالمتر و ديندارتر هم باشد بر او ناگوار مىآيد . گروه ديگرى مجاور خانهء خدا و حرم رسول خدا شده و بدان گول خوردهاند و به دلهاى خود نپرداخته و ظاهر و باطنشان را پاك نكردهاند و دلهاى آنها وابسته به شهرهايشان است چنين شخصى توجّه به گفتهء كسى مىكند كه او را بشناسد و بگويد فلانى مجاور خانهء خداست و مىبينى كه در اين مورد مبارز مىطلبد و مىگويد : من چند سال در مكّه مجاور بودهام و هرگاه بشنود كه نقل آن زشت است مبارزطلبى آشكار را رها ساخته و دوست دارد كه مردم او را به عنوان مجاور خانهء خدا بشناسند ، پس مجاور مىشود و چشم طمع خود را به مال آلودهء مردم مىدوزد و هرگاه مالى جمع كند بخل مىورزد و آن را نگاه مىدارد و به خود اجازه نمىدهد كه لقمهاى به فقيرى صدقه دهد و ريا و بخل و طمع در او ظاهر مىشود و تمام آنها از مهلكات است كه اگر مجاورت ( خانهء خدا ) را رها مىكرد و از آنها بر كنار مىماند ولى ثنادوستى و اين كه بگويند او از مجاوران است او را به مجاورت ملزم ساخته است و با داشتن اين رذيلتها او نيز مغرور و فريفته است . هيچ عمل و عبادتى نيست ، مگر اين كه در آن آفتهايى است و هر كس راههاى ورود آفتها را نشناسد و بدون شناخت آفتها بر عبادت اعتماد كند مغرور است و شرح آن فقط از تمام كتاب احياء العلوم شناخته مىشود . بنابراين راههاى وارد شدن غرور در نماز از كتاب نماز ، و در حجّ و زكات و ديگر وسايل تقرّب به خدا از كتبى كه در احياء العلوم ترتيب دادهايم معلوم مىشود ، و هدف ما اينك اشاره به مجموعهء مطالبى است كه قبلا در اين كتابها بيان شده است . گروه ديگرى زهد ورزيده و به لباس و غذاى پست قناعت كرده و در مسجدها مسكن گرفتهاند و مىپندارند كه به دريافت درجهء زاهدان نايل شدهاند و با اين حال مايلند از طريق علم يا موعظه يا زهد محض به رياست و مقام برسند . چنين كسى از ميان