الفيض الكاشاني
465
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
كنند شمار كسانى كه در مجلس آنها جمع مىشوند كم و از مقامشان كاسته شود و نيز روايات آنها كه با رعايت اين شرط شنيدهاند كم شود ، بلكه چنان رواياتى نداشته باشند و رسوا شوند . پس خود اصطلاح كردهاند كه جز با شنيدن دمدمهاى ( جنباندن لب و زبان ) اگر چه درك نكند چيز ديگرى در شنيدن حديث شرط نيست . درستى سماع از گفتهء محدّثان شناخته نمىشود ، زيرا از علوم مربوط به آنها نيست ، بلكه مربوط به علم علماى اصول فقه است و آنچه گفتيم در قوانين علم اصول فقه قطعى است ، و فريفتگى اين گروه همين است و اگر با رعايت شرط ( سماع ) حديث را بشنوند در اكتفا كردنشان به نقل حديث و تباه كردن عمرشان در گردآورى روايات و سندها و روى گرداندن آنها از امور مهمّ دين و شناخت معانى روايات ، مغرور خواهند شد ، بلكه اگر هدفشان از حديث پيمودن راه خداست يك حديث براى تمام عمرشان كافى است . چنان كه روايت شده يكى از اساتيد در مجلس سماع ( حديث ) حاضر شد و اوّلين حديثى كه روايت شد اين سخن پيامبر ( ص ) بود : « از نشانههاى خوبى اسلام شخص اين است كه آنچه را به او مربوط نيست ترك كند « 81 » » . پس استاد برخاست و گفت : اين حديث مرا بس است تا از ( عمل به ) آن فارغ شوم آنگاه حديث ديگرى بشنوم . بنابراين سماع هوشمندانى كه از غرور پرهيز مىكردند چنين بود . گروه ديگرى به علم نحو و لغت و شعر و لغت نامأنوس سرگرم و بدان فريفته شدهاند و مىپندارند كه آمرزيدهاند و از عالمان امّت اسلامند ؛ زيرا پايدارى دين به قرآن و سنّت است و پايدارى قرآن و سنّت البته به علم لغت و نحو است . اين گروه عمرشان را در نكات دقيق و نحو صنعت شعر و لغات نامأنوس تباه كردهاند و مثل آنها مثل كسى است كه تمام عمر خود را در فراگيرى خطّ و تصحيح حروف و خوب نوشتن آنها تباه مىكند و مىپندارد كه حفظ علوم جز با نوشتن ممكن نيست و ناگزير بايد آن را فرا گرفت و تصحيح كرد ، حال آن كه اگر تعقّل كند خواهد دانست كه فراگيرى اصل خط بطورى كه
--> ( 81 ) اين حديث را ترمذى و ابن مالك روايت كردهاند و پيش از اين گذشت .