الفيض الكاشاني

452

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

بيمارى بواسير و برسام دارد و در آستانهء نابودى است ، و محتاج است كه دارو را بشناسد و به كار بندد ، پس به آموختن داروى استحاضه مشغول شود و شب و روز آن را تكرار كند با اين كه مىداند مرد است و حيض و استحاضه نمىشود ، ولى مىگويد شايد زنى به بيمارى استحاضه گرفتار شود و از من بپرسد و اين كمال غرور و فريفتگى است ؛ همچنين است بيچاره‌اى كه خود را فقيه مىداند در حالى كه دوستى دنيا و پيروى از شهوات و حسد و تكبّر و ريا و ديگر مهلكات باطنى بر او مسلّط شده است و بسا پيش از توبه كردن و جبران گذشته ، مرگ او را بربايد . پس خدا را در حالى ملاقات كند كه بر او خشمگين است ؛ ولى تمام اين كارها را ترك كند و به علم بيع سلم ( پيش خريد ) و اجاره و ظهار و لعان و جراحتها و ديه‌ها و ادعاها و بيّنه‌ها و كتاب حيض مشغول شود در حالى كه هرگز در عمرش براى خود به هيچ كدام آنها محتاج نمىشود و هرگاه ديگرى محتاج شود بسيارى از صاحبان فتوا هستند ، پس به اين علوم مشغول مىشود و نسبت به آنها حرص مىورزد ، چرا كه در اين علوم مقام است و مال و رياست و شيطان او را فريب داده و خود نمىداند ، زيرا اين شخص كه به نفس خود فريفته شده مىپندارد كه سرگرم يك واجب كفايى دينى شده و نمىداند كه مشغول شدن به واجب كفايى پيش از فراغت از واجب عينى گناه است ؛ اين در صورتى است كه نيّتش درست باشد و در فراگيرى فقه به قول خود قصد قربت كرده باشد زيرا اگر قصد قربت هم كرده باشد با مشغول شدن به آن از واجبات عينى كه پرداختن به اعضاء و دل خويش است روى گردانده است ، اين غرور و فريفتگى او از نظر عمل است . امّا فريفتگى او از نظر علم : در صورتى كه اين فقيه تنها به علم فتوا اكتفا كند و گمان كند كه علم دين همان است و علم به كتاب خدا و سنّت پيامبر ( ص ) را ترك كند و بر محدّثان طعنه بزند و بگويد : آنها رواياتى را نقل كرده و كتابهايى را مىخوانند كه نمىفهمند ، و نيز علم تهذيب اخلاق را ترك كند و درك جلال و عظمت خود را رها