الفيض الكاشاني

442

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

را دوست دارد مهمل گذارد ، و به سلطان توسّل جويد به اين دليل كه سلطان را مىشناسد و تبار و اسم و شهر و صورت و شكل و عادت او را در تنبيه غلامان مىداند و از رفتار او با رعيّت آگاه است ، چنين شخصى براستى مغرور و فريفته است ؛ زيرا اگر تمام آنچه را شناخته ترك كند و تنها به شناخت خود سلطان و آنچه دوست دارد و ندارد بپردازد در اين صورت به مقصد رسيدن او يعنى تقرّب جستن به سلطان و از ياران خاصّ او بودن زودتر ميسّر خواهد شد ، بلكه كوتاهى بنده در تقوا و پيروى او از شهوتها دليل بر آن است كه در معرفت خدا تنها اسمها برايش كشف شده نه معانى ، زيرا اگر آن طور كه شايسته بود خدا را مىشناخت البتّه از او پرهيز مىكرد و مىترسيد . خداى متعال مىفرمايد : إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ « 67 » و در آغاز كتاب زبور اين جمله است : « اصل حكمت ترس از خداست » . ابن مسعود گويد : در ترس از خدا علم كافى است ، و براى فريفته شدن به خدا نادانى كفايت مىكند . » در اين صورت فقيه كسى است كه امر و نهى خدا را بفهمد و صفاتى را كه نسبت به خدا شايسته و ناشايسته است بداند ؛ چنين شخصى عالم واقعى است : « و خدا به هر كس قصد خير كند او را در دين فقيه گرداند » . پس هرگاه چنين صفتى نداشته باشد از فريفتگان خواهد بود . گروه ديگرى علم و عمل را استوار ساخته و به عبادتهاى ظاهرى اهتمام ورزيده و گناهان را ترك كرده‌اند ، امّا به دلهاى خود نپرداخته‌اند تا صفاتى را كه در نزد خدا نكوهيده است از بين ببرند مانند تكبّر ، حسد ، ريا ، رياست طلبى ، بلندپروازى ، بدخواهى همگان و شهرت‌طلبى در ميان بندگان خدا و شهرها ، و بسا كه بعضى از آنان نكوهيدگى آن ( صفات ) را ندانند . لذا به آنها روى آورده از آن نپرهيزند ؛ و به قول پيامبر ( ص ) توجّه نكنند كه : « كمترين ريا شرك است « 68 » » ؛ و به قول آن حضرت : « كسى كه به اندازهء

--> ( 67 ) فاطر / 28 : از ميان بندگان خدا تنها دانشمندان از او مىترسند . ( 68 ) در كتاب نكوهش جاه و ريا گذشت .