الفيض الكاشاني

406

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

را از ظلمى كه پدرانشان كرده‌اند حفظ كرده باشد سزاوار است كه بر سلامتى دينشان خدا را شكر كنند و براى پدران خود اگر مسلمان بوده‌اند آمرزش بخواهند ، امّا عجب به تبار چنان پدرانى نادانى محض است . 6 - عجب به زيادى فرزندان و چاكران و قبيله و خويشان و ياوران و پيروان است چنان كه كافران گفتند : نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالًا وَ أَوْلاداً « 202 » ؛ و مؤمنان در روز جنگ حنين گفتند : « امروز به خاطر كمى عدد مغلوب نمىشويم » « 203 » و درمانش مطالبى بود كه در تكبّر گفتيم و آن اين كه به ناتوانى خود و ناتوانى آنها بينديشد كه تمامشان بنده و عاجزند ، و مالك نفع و ضرر خودشان نيستند و : كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ ؛ پس چگونه به آنها عجب مىكنند در حالى كه هرگاه بميرد از او جدا مىشوند و در قبرش خوار و تنها دفن مىشود و فرزند و خاندان و خويشاوند و اهل قبيله‌اش با او نمىمانند و او را تحويل مارها و كژدمها و كرمها مىدهند و نمىتوانند به او كمكى بكنند ، در حالى كه از هر زمان به آنان محتاج‌تر است . همچنين در روز قيامت از او مىگريزند : يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ « 204 » . پس چه خيرى است در كسى كه در سخت‌ترين حالاتت از تو جدا مىشود و از تو مىگريزد و چگونه ( به آنها ) عجب مىكنى در حالى كه در قبر و قيامت و بر صراط جز عملت و لطف خدا چيزى به حال تو سودمند نيست . پس چگونه بر كسى كه به تو نفعى ندارد اعتماد كرده و نعمتهاى ( خدايى ) را كه سود و زيان و مرگ و زندگىات را در اختيار دارد فراموش مىكنى ؟ ! 7 - عجب به مال است ، چنان كه خداى متعال در خبر دادن از صاحب دو باغ

--> ( 202 ) سبأ / 35 : ( گفتند ) اموال و اولاد ما ( از همه ) بيشتر است . ( 203 ) كمى پيش گذشت . ( 204 ) عبس / 34 - 37 : در آن روز كه انسان از برادر خود فرار مىكند ، ( 34 ) و از مادر و پدرش ، ( 35 ) و زن و فرزندانش ( 36 ) در آن روز هر كدام از آنها وضعى دارد كه او را كاملا به خود مشغول مىسازد . ( 37 )