الفيض الكاشاني

401

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

تا هر زنى پسرى بزايد تا آخر حديث « 188 » و ان شاء اللّه نگفت . پس از هدفى كه در مورد فرزند داشت محروم شد ، عجب كردن به قوّت موجب مىشود تا در جنگها يورش ببرد و خود را به معرض هلاكت اندازد و نسبت به كسى كه قصد بد كرده به زدن و كشتن مبادرت ورزد و درمانش همان است كه پيش از اين ياد كرديم ، يعنى بداند يك روز تب كردن نيرويش را ضعيف مىسازد و هرگاه به قدرت خويش عجب ورزد چه بسا به كمترين آفتى كه خدا بر او مسلّط سازد آن را از او بگيرد . 3 - عجب به عقل و تيزهوشى و فهم امور دقيق از مصالح دين و دنيا و نتيجهء آن خودرأيى و ترك رايزنى است و موجب مىشود كه شخص مخالفان خود و اعتقاد خويش را جاهل شمارد و به سبب بىنياز دانستن خود از لحاظ رأى و عقل به سخنان اهل علم گوش ندهد و نيز به خاطر كوچك و خوار شمردن علما از آنها روى بگرداند . و درمانش آن است كه خدا را شكر كند كه به او عقل روزى كرده و بينديشد كه با كمترين مرضى كه به مخ او برسد دچار وسوسه و جنون مىشود ، بطورى كه مردم به او بخندند ؛ و اگر به عقل خود عجب كند و شكر نكند مطمئن به دوام عقل و عدم زوال آن نشود و عقل و دانش خود را كوچك بشمارد و بداند كه از علم اندكى به او داده‌اند و اگر از دانش بسيار هم برخوردار باشد ندانسته‌هايش در مقايسه با آنچه مردم مىدانند خيلى بيشتر است ، چه رسد به آنچه مردم از علم خدا نمىدانند ؛ و اين كه عقل خود را متّهم سازد و به نادانان بنگرد كه چگونه به عقول خود عجب مىكنند در حالى كه مردم به آنها مىخندند ، پس بپرهيزد كه ندانسته در زمرهء آنان قرار گيرد زيرا شخص كم عقل هرگز از كم عقلى خود آگاه نمىشود . پس شايسته است كه اندازهء خردش را از ديگران و دشمنانش بفهمد نه از خود و دوستان خويش ، زيرا كسى كه با او چاپلوسى مىكند ، او را مىستايد و موجب فزونى عجب او مىشود و او فقط به خودش گمان خير دارد و نادانى خويش را

--> ( 188 ) اين حديث را بخارى از حديث ابو هريره روايت كرده است .