الفيض الكاشاني

382

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

كه شايستهء آنها بوده رها كرده‌اند ، حال آن كه دوبار تكبّر كرده يكى با ايجاد توهّم در ديگران و ديگرى با اظهار كردن تواضع ، بلكه شايسته آن است كه همگنان خود را مقدّم بدارد و پايين‌تر از آنها بنشيند و تا كفش كن هم از آنها پايين‌تر نرود ، اين عملى است كه پليدى تكبّر را از دل او مىزدايد . امتحان سوّم ( 1 ) : اين است كه دعوت شخص فقير را اجابت كند و براى نياز دوستان و خويشان به بازار برود . اگر اين عمل بر او سخت آيد متكبّر است ، چرا كه اين كارها ( رفع نياز ديگران ) از كرامتهاى اخلاقى است و بسيار ثواب دارد و گريز نفس از آنها فقط از پليدى باطن سرچشمه مىگيرد و بايد با مواظبت كردن بر اين كار و با يادآورى تمام آگاهيهاى ياد شده كه تكبّر را مىزدايد ، مرض تكبّر را از خود دور كند . امتحان چهارم ( 2 ) : اين است كه آنچه مورد نياز خود و خانواده و رفقايش است از بازار به خانه ببرد و اگر نفس وى از آن كار خوددارى كند دچار تكبّر يا ريا خواهد بود . پس اگر در صورت خلوت بودن راه اين كار بر او دشوار آيد تكبّر است و اگر در وقتى كه مردم مىبينند بر او دشوار آيد ريا مىباشد ، تمام اين امور از بيماريهاى دل است كه اگر درمان نكند به هلاكتش مىانجامد . مىگويم : هر ريايى نكوهيده نيست ، بلكه گاهى مستحبّ و حتّى واجب است ، زيرا بر مؤمن واجب است آبروى خود را حفظ كند و كارى كه برايش عيب است انجام ندهد پس بر جوانمردان سزاوار نيست شخصا در حضور مردم كارهاى پست انجام دهند ، اگر چه در خلوت برايشان جايز است . البتّه اين كار با توجّه به اختلاف زمانى و مكانى و شهرها و شخصها متفاوت است و ناگزير بايد آن ( شرايط ) را مراعات كرد . در كافى « 160 » از حضرت صادق ( ع ) روايت شده كه به مردى از اهالى مدينه نگريست كه براى عائله‌اش چيزى خريده بود و شخصا آن را حمل مىكرد ، و چون آن مرد حضرت

--> ( 160 ) همان مأخذ ، ج 2 ، ص 123 ، به شمارهء 10 .