الفيض الكاشاني
369
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
پس مالكش بيايد و او و تمام اموالش را بگيرد و او در عين حال بيم دارد كه مالك وى را بر اثر تفريط در اموال خود و كوتاهيش در جستجو كردن از مالك آن ، كيفر و مجازات كند . آنگاه بنده بنگرد و خود را در منزلى زندانى ببيند كه مارها و كژدمها و حيوانات موذى او را محاصره كردهاند و او در هر حال از هر كدام آنها مىترسد و به حالى باقى مىماند كه نه اختيار خود را دارد نه اختيار مالش را و راهى براى رهايى نيز نمىيابد . آيا به اعتقاد شما كسى كه چنين وضعى دارد به قدرت و ثروت و مال و نيرو و كمال خود مىباشد ؟ يا خود را خوار و خاضع مىشمارد ؟ و حال هر انسان بينا و خردمندى همين است ، چرا كه او خود را چنين مىداند ، زيرا اختيار خود و بدن و اندامها و مال خويش را ندارد و در عين حال محصور در ميان آفتهاى شهوات و بيماريهايى است كه همانند كژدمها و مارهاى [ گزنده ] هستند كه بيم دارد به وسيلهء آنها هلاك شود . پس كسى كه چنين وضعى دارد به قدرت و نيروى خود تكبّر نمىكند ، چرا كه مىداند نيرو و قدرتى ندارد . همين راه ، راه درمان تكبّر به وسيلهء عوامل خارجى است و آسانتر از درمان تكبّر به وسيلهء علم و عمل است ، زيرا اين دو صفت دو كمال نفسانىاند و سزاوار است كه به داشتن آنها شاد شود ولى تكبّر كردن به اين دو صفت نيز نوعى نادانى درونى است ، چنان كه به زودى بيان خواهيم كرد . عامل ششم ، تكبّر به علم است و اين بزرگترين آفتها و غالبترين بيماريها و علاج ناپذيرترين مرضهاست مگر شخص بسيار سختكوش باشد و به مبارزهاى بىامان ادامه دهد ، زيرا ارزش علم در پيشگاه خدا و در نزد مردم بسيار است ، و ارزش آن بيشتر از ارزش مال و جمال و ديگر نعمتهاست ، بلكه مال و جمال بكلّى بىارزش است ، مگر توأم با علم و عمل باشد ؛ از اين رو گفتهاند : طغيان علم همانند طغيان آب است و گفتهاند : هر گاه عالم بلغزد از لغزش او جهانى بلغزد . بنابراين عالم نمىتواند خود را در