الفيض الكاشاني

342

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

مىآورد ، امّا آن قارى كه تو با صورت گشاده با او برخورد مىكنى و او با چهره گرفته و با عمل خود بر تو منّت دارد خدا نظير آن را در ميان مسلمانان زياد نكند و اگر خدا آن عمل را مىپسنديد به پيامبرش ( ص ) نمىفرمود : وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ « 119 » و اينان كه نشانهء تكبّر را در چهره‌ها و حالاتشان آشكار مىسازند حالت تكبّرشان كمتر از كسى است كه در درجهء سوم است . 3 - درجهء سوّم كسى است كه تكبّر را در زبان خود آشكار مىسازد تا آنجا كه او را به ادّعا و فخرفروشى و مباهات و تزكيهء نفس فرا مىخواند و به نقل حالات و مقامات و همّت گماشتن بر غالب شدن بر ديگران در علم و عمل وا مىدارد ، اما عابد در مقام فخرفروشى بر ديگر بندگان ، مىگويد : او چه كسى است و عملش چيست ؟ و زهدش كجاست ؟ و زبان خود را در كاستن مقام آنها دراز مىكند ؛ آنگاه خود را مىستايد و مىگويد : من از فلان وقت افطار نكرده‌ام شب نمىخوابم و هر روزى قرآن را ختم مىكنم و فلانى در سحر مىخوابد و قرآن زياد نمىخواند ، و نظير اين سخنان و گاه خود را در ضمن گفتارش تزكيه مىكند و مىگويد : فلانى نسبت به من قصد بد كرد . پس فرزندش هلاك شد و مالش گرفته يا خودش بيمار شد ، و نظير اين حرفها . اين شخص براى خود ادّعاى كرامت مىكند ، امّا مباهات كردنش چنين است كه اگر همراه گروهى باشد كه در شب نماز مىگزارند بر مىخيزد و بيش از آنچه معمولا نماز مىخوانده نماز مىگزارد ، و اگر آنها بر گرسنگى صبر مىكنند نفس خود را موظّف به صبر مىكند تا بر آنان غالب آيد و ناتوانى آنها و نيرومندى خود را بر آنان آشكار سازد . همچنين از بيم آن كه نگويند ديگران عابدتر از او و در دين خدا قوىترند خود را در عبادت زحمت مىدهد ، امّا عالم فخر مىكند و مىگويد : من در فنون دانش استادم و از حقايق آگاهم و فلان استاد و فلان استاد را ديده‌ام ، تو كيستى ؟ دانشت چيست ، چه استادى را ملاقات

--> ( 119 ) شعراء / 215 : بال و پر خود را براى مؤمنانى كه از تو پيروى مىكنند بگستر .