الفيض الكاشاني

333

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

است ، زيرا اين تكبّر او را به تكبّر در برابر امر خدا فرا مىخواند و مثل زدن ابليس و نقل احوال او تنها براى عبرت گرفتن از اوست ، چه گفت : أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ * ، و اين تكبّر به تبار است زيرا شيطان گفت : خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ * . « 107 » و اين تكبّر او را واداشت كه از سجود كه خدايش بدان امر كرد امتناع ورزد و سرچشمه‌اش تكبّر ورزيدن بر آدم و حسد بر او بود و تكبّر او را به تكبّر بر امر خدا كشانيد و سبب هلاكت او براى هميشه شد . اين يكى از آفتهاى بزرگ تكبّر براى بندگان است ، از اين رو رسول خدا ( ص ) تكبّر را به اين دو آفت شرح داد آنگاه كه ثابت بن قيس بن شمّاس از آن حضرت پرسيد . پس گفت : اى رسول خدا من مردى هستم كه جمال محبوب من است چنان كه مىبينى آيا اين تكبّر شمرده مىشود ؟ فرمود : « نه بلكه تكبّر غرور در برابر حق و تحقير مردم است » . « 108 » يعنى مردم را كه مانند او بندگان خدايند يا از او بهترند تحقير كند و پست و خوار شمارد و اين آفت اوّل است و گفتار حضرت « سفه الحق » ردّ كردن حق به سبب تكبّر است و آن آفت دوّم است و گفتار حضرت « سفه الحق » ردّ كردن حق به سبب تكبّر است و آن آفت دوّم است . پس هر كس معتقد باشد كه از برادرش بهتر است و او را كوچك بشمارد و به چشم حقارت بنگرد يا حقّ را با اين كه شناخته ردّ كند در ميان مردم تكبّر ورزيده است و هر كسى از فروتنى در برابر خداى متعال يعنى در اطاعت اوامرش و پيروى از پيامبران او ننگ داشته باشد نسبت به خدا و پيامبران تكبّر ورزيده است . شرح چيزى كه به آن تكبّر مىشود ( 1 ) بايد دانست كه تكبّر نمىورزد ، جز كسى كه خويشتن را بزرگ مىشمارد و خود را بزرگ نمىشمارد جز كسى كه براى خود صفتى از صفات كمال معتقد است و مجموع

--> ( 107 ) اعراف 12 ، ص 76 : مرا از آتش آفريده‌اى و او را از گل ! ( 108 ) چند بار پيش از اين با عبارت « من سفه الحق » نقل شده است .