الفيض الكاشاني
298
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
بخواهد كه در فراخواندن خود به انزوا ( از مردم ) سخت به خدا اعتماد كند ، به اين صورت كه اگر بداند كنارهگيرى مردم نسبت به او تنها با ديدن يا خنديدن يا خوردن بسيار حاصل مىشود ، نفس وى به او اجازهء آن كار را بدهد ؛ هرگاه نفس به او اجازهء آن كارها را ندهد و اجازهء عادت دهد تقريبا مقصودش منزلت يافتن در نزد مردم خواهد بود و از آن حالت رها نمىشود ، مگر كسى كه اين اعتقاد در قلبش رسوخ كند كه جز خداى متعال هيچ كسى وجود ندارد ، و مانند كسى عمل كند كه اگر در روى زمين جز او كسى نباشد البتّه آن عمل را انجام مىدهد ؛ بنابراين توجّه او به مردم تنها خطورهايى ضعيف است كه بر طرف ساختنش براى او دشوار نيست ، و هرگاه چنان باشد با ديدن مردم تغيير حالت نمىدهد . از جمله نشانههاى صدق در اين كار آن است كه اگر دو رفيق داشته باشد يكى ثروتمند و ديگرى فقير ، در هنگام روى آوردن ثروتمند در نفس خود احساس احترام بيشتر نكند ، مگر آنگاه كه در ثروتمند علم يا پارسايى بسيار باشد و به آن سبب او را محترم بدارند نه به خاطر ثروتش ، پس كسى كه با ديدن ثروتمندان بيشتر احساس خشنودى و راحتى مىكند ، رياكار يا طمعكار است و گرنه نگاه كردن به فقيران رغبت به آخرت را زياد مىكند و انسان را به مسكين بودن علاقهمند مىسازد ، حال آن كه نگاه كردن به ثروتمندان عكس آن است . پس چگونه نسبت به ثروتمند بيش از فقير احساس خشنودى و راحتى مىكند . آرى در صورتى كه ثروتمندان به شما نزديك باشد يا ميانتان سابقهء دوستى و حقّى باشد مىتوانيد به او بيشتر احترام كنيد ، ولى طورى باشد كه اگر آن ارتباط را در فقيرى بيابيد غنى را بر فقير در احترام و تعظيم مقدّم نداريد ؛ زيرا فقير در نزد خدا از غنى محترمتر است . بنابراين ترجيح دادن غنى در احترام تنها براى طمع در ثروت اوست يا رياكارى نسبت به او . پس هرگاه در همنشينى با فقير و غنى برابرى را رعايت كنيد ، بيم آن مىرود كه نسبت به غنى بيشتر از فقير خشوع كنيد و حكيمانه سخن بگوييد و اين كار فقط براى رياى پنهان يا طمع پنهان است ، چنان كه ابن