الفيض الكاشاني
279
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
دين ارتزاق كردن و فخر فروشى و مال اندوزى ندارد بجاست كه موعظه را ترك كند و با هواى نفس مخالفت كند تا نفسش تمرين كند و در دين قوى شود و از فتنهء نفس خود مطمئن شود ، آنگاه به موعظه كردن ديگران برگردد . اگر بگوييد : اگر چنين حكمى دربارهء دانشمندان صادر شود دانشها به تعطيلى مىگرايد و كهنه مىشود و جهل تمام مردم را فرا مىگيرد . مىگوييم : پيامبر ( ص ) از طلب حكومت نهى كرده و از آن بيم داده است « 123 » تا آنجا كه فرموده است : « شما بر حكومت حريص هستيد در حالى كه حكومت ، افسوس و پشيمانى روز قيامت است مگر كسى كه به حق رفتار كند ، و فرمود : دايه خوب است و از شير گيرنده بد است » « 124 » و معلوم است كه اگر سلطنت و امارت تعطيل شود دين و دنيا روى هم باطل مىشود و كشتار در ميان مردم به راه مىافتد و امنيّت از بين مىرود و شهرها خراب و زندگيها نابسامان مىشود و با اين حال چرا پيامبر از آن نهى كرده است ؛ امّا سخن گوينده كه نهى از ريا به منسوخ شدن علم كشانده مىشود اشتباه است زيرا نهى پيامبر ( ص ) از قضاوت به تعطيل شدن قضاوت نمىانجامد ، « 125 » بلكه حبّ رياست مردم را به طلب آن وادار مىكند و همچنين دوستى رياست موجب منسوخ شدن علوم نمىشود بلكه اگر مردم را از طلب علومى كه در آنها رياست است منع كنند و آنها را به زندان و غل و زنجير بكشند از زندان گريخته و زنجيرها را پاره مىكنند و در پى آن مىروند و خداى متعال وعده داده كه اين دين را به وسيلهء گروههايى تقويت مىكند كه
--> ( 123 ) اين حديث را مسلم و بخارى در ( صحيح ) ، ج 9 ، ص 79 ، به سندهاى خود از عبد الرحمن بن سمره روايت كرده گويد : پيامبر ( ص ) فرمود : « يا عبد الرحمن لا تسأل الاماره فانك ان اعطيتها عن مسألة و كلت اليها ، و ان اعطيتها عن غير مسأله اعنت عليها . . . تا آخر حديث » . ( 124 ) اين حديث را بخارى نيز در ( صحيح ) ، ج 9 ، ص 79 ، از حديث ابو هريره چنين روايت كرده است « انكم ستحرصون على الاماره ، و ستكون ندامة يوم القيامة فنعمت المرضعة و بئست الفاطمة » . ( 125 ) حديث نهى پيامبر ( ص ) از قضاوت را مسلم در ( صحيح ) ، ج 6 ، ص 7 ، از حديث ابوذر روايت كرده « لا تأمرنّ على اثنين و لا توليّن مال يتيم » .