الفيض الكاشاني
273
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
3 - عبادت را با اخلاص شروع كند سپس ريا و انگيزههاى آن عارض شود . پس شايسته است كه در دور ساختن ريا بكوشد و عمل را رها نكند تا به اخلاص برگردد و به اجبار نفس خود را به اخلاص برگرداند تا عمل تمام شود ، زيرا شيطان در آغاز آدمى را به ترك عمل فرا مىخواند و چون جوابش ندهد و مشغول عبادت شود وى را به ريا دعوت مىكند و هرگاه جواب او را ندهد و دورش كند ، همان جا مانده و به او مىگويد : اين عمل خالص نيست ، تو رياكارى و زحمتت هدر است ، پس عملى كه در آن اخلاص نيست چه فايدهاى دارد تا با اين وسوسهها انسان را به ترك عمل وادار كند ، و هرگاه عمل را ترك كند مقصود شيطان حاصل مىشود ؛ داستان كسى كه عمل را از ترس رياكارى ترك مىكند داستان كسى است كه مولايش به او گندمى آميخته به خاك دهد و به او بگويد : خوب آنها را از خاك پاك كن ، پس اصل پاكسازى را رها كند و بگويد : مىترسم كه اگر مشغول آن كار شوم نتوانم خوب تميز كنم ، پس اصل عمل را ترك كند كه نتيجهاش ترك اخلاص همراه با ترك اصل عمل است و كار بىثمرى است ، و از همين قبيل است كه عمل را از بيم مردم كه به او رياكار گويند ترك كند و مردم با اين كار گنهكار شوند و اين نيز از حيلههاى شيطان است ، زيرا در آغاز بدگمانى نسبت به مسلمانان در انسان ايجاد كرده در حالى كه سزاوار نيست انسان به مردم بدگمان باشد ؛ سپس اگر بدگمان شد گفتار آنها نبايد به او زيانى برساند و ثواب عبادت را از دست بدهد ، زيرا ترك عمل از بيم گفتار آنان كه « وى رياكار است » عين ريا مىباشد . بنابراين اگر ستايش آنها را دوست ندارد و از نكوهش آنها نمىترسد ، با گفتارشان كه وى رياكار است يا مخلص است چه كار دارد و چه فرقى است ميان اين كه عمل را از بيم اين كه بگويند رياكار است رها سازد . اين كه عمل را خوب انجام دهد از بيم آن كه بگويند : وى غافل و تقصير كار است ، بلكه ترك كردن عمل از اين دشوارتر است . تمام اينها حيلههاى شيطان براى خدا پرستان نادان است . آنگاه چگونه طمع دارد كه با ترك عمل