الفيض الكاشاني
268
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
6 - تنها به خاطر شرم گناه را مىپوشاند ، چرا كه شرمندگى خود نوعى درد غير از درد نكوهش و قصد شرّ است . و حيا خوى پسنديدهاى است كه در آغاز كودكى آنگاه كه نور عقل بر او مىتابد پديد مىآيد و هرگاه كار زشتى از او مشاهده شود شرمنده مىگردد و اين صفتى ستوده است ، زيرا رسول خدا ( ص ) فرمود : « تمام انواع شرم خوب است » ، « 109 » و فرمود : « حيا شعبهاى از ايمان است » « 110 » ، و فرمود : « از شرم جز خوبى نيايد » « 111 » و فرمود : « خدا شخص پر آزرم و بردبار را دوست مىدارد » . « 112 » بنابراين كسى كه گناه مىكند و به اين كه گناهش بر مردم آشكار شود اهميّت نمىدهد علاوه بر گناه مرتكب گناه پردهدرى و بىشرمى شده و حال او بدتر از حال كسى است كه گناه مىكند و آن را مىپوشاند و از آن شرم دارد ، جز اين كه شرم با ريا آميخته است و آدمى را سخت به اشتباه مىاندازد و كمتر كسى آن را درك مىكند ، زيرا هر رياكارى مدّعى است كه از گناه شرم دارد و علّت اين كه عبادات را به خوبى انجام مىدهد شرم داشتن از مردم است ، ولى اين ادّعا دروغ است بلكه شرم خوبى است كه از طبع بزرگوارانه نشأت مىگيرد و در پى شرم ، انگيزه ريا و اخلاص تحريك مىشود و ممكن است به همراه شرم اخلاص بيايد و ممكن است ريا بيايد . توضيح مطلب اين است كه شخص از دوست خود درخواست قرضى مىكند و نفس او راضى به قرض دادن نيست ولى از جواب ردّ دادن شرم دارد و مىداند كه اگر به وسيلهء ديگرى وام مىخواست كه شرم نمىكرد پاسخ رد مىداد و رياكارانه قرض نمىداد و براى ثواب هم نمىداد . در چنين موردى چند حالت براى شخص وجود دارد .
--> ( 109 ) اين حديث را مسلم در ( صحيح ) ، ج 1 ، ص 47 ، از حديث عمران بن حصين روايت كرده است . ( 110 ) اين حديث را بخارى در ( صحيح ) ، ج 1 ، ص 9 ، از حديث ابو هريره روايت كرده است . ( 111 ) اين حديث را مسلم در ( صحيح ) ، ج 1 ، ص 46 ، از حديث عمران بن حصين و بخارى در ( صحيح ) ، ج 8 ، ص 35 ، نيز از حديث عمران روايت كرده است . ( 112 ) عراقى گويد : اين حديث را طبرانى از حديث فاطمه عليها سلام ، روايت كرده است .