الفيض الكاشاني

258

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

شايسته نيست كه چيزى جز ذكر خدا و پرهيز از او و مترصّد او بودن بر دلهايمان غالب شود ، چرا كه اگر لحظه‌اى غفلت كنيم ممكن است هلاك شويم . 2 - گروهى گفته‌اند : پرهيز از شيطان به تهى شدن دل از ذكر خدا و سرگرمى به شيطان كشانده مىشود و آرزويى كه شيطان از ما دارد همين است ؛ بلكه بايد به ذكر خداى متعال مشغول شويم و شيطان و دشمنىاش و پرهيز از او را فراموش نكنيم و ميان هر دو كار جمع كنيم ، چرا كه اگر شيطان را از ياد ببريم بسا باشد از جايى كه گمان نداريم متعرّض ما شود و اگر تنها به ياد شيطان باشيم ياد خداى متعال را مهمل بگذاريم ؛ بنابراين جمع ميان ياد خدا و ياد شيطان سزاوارتر است . دانشمندان پژوهشگر گفته‌اند : هر دو گروه بر خطايند ، امّا گروه اوّل : تنها به ياد شيطان پرداخته و خداى متعال را از ياد برده‌اند و اشتباه بودن اين كار روشن است ، زيرا علّت اين كه ما به پرهيز از شيطان مأمور شده‌ايم آن است كه شيطان ما را از ياد خدا باز ندارد ، پس چگونه ياد شيطان در دلمان بيش از هر چيز ديگرى باشد در حالى كه بيشترين ضرر دشمن ( شيطان ) همين است ؛ آنگاه اين عمل به تهى شدن دل از نور خداى متعال منتهى مىشود ، و هرگاه شيطان آهنگ چنين دلى كند كه در آن نور ياد خدا نيست ممكن است كه بر او پيروز شود و انسان نتواند آن را دور سازد . بنابراين نه مأموريم در انتظار شيطان باشيم و نه همواره به ياد او باشيم . امّا گروه دوّم با گروه نخستين وجه مشترك دارند ، زيرا ميان ياد خدا و شيطان در دل جمع كرده‌اند و به همان اندازه‌اى كه دل سرگرم ياد شيطان است از ياد خدا كاسته مىشود در حالى كه خدا به ياد كردن خود و از ياد بردن غير خود - ابليس و ديگران - امر كرده است . بنابراين حق آن است كه دل بنده از شيطان بپرهيزد و دشمنى او را در نفس خود استوار سازد و هرگاه به پرهيز از شيطان معتقد شد و آن را تصديق كرد و پرهيز از شيطان در دل جاى گرفت به ياد خدا سرگرم شود و با همّتى تمام بدان روى بياورد و كار شيطان به دلش خطور نكند ، چرا كه اگر پس از شناخت دشمنى شيطان به او