الفيض الكاشاني
246
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
شود به كفّهء سيّئاتش اضافه شده و بر كفّهء حسناتش برترى مىيابد و در آتش سقوط مىكند - خواهد دانست كه اگر در ريا فقط يك عبادتش هدر رود در شناخت ضرر آن كفايت مىكند ، اگر چه با وجود آن ريا ديگر حسناتش برتر از سيّئاتش باشد ؛ چون گاه با همين حسنهاى كه با ريا بر باد رفته مرتبهاى بالا در پيشگاه خدا مىيافت و در زمرهء پيامبران و صدّيقان قرار مىگرفت و به خاطر ريا از آن درجه سقوط كرده است و از درجات اولياى خدا به پايينترين درجات برگردانده شده است . علاوهء بر اين ضرر معنوى در دنياست كه به خاطر مراقبت در به دست آوردن دلهاى مردم همواره بايد تلاشهاى پراكندهاى داشته باشد ، زيرا خشنود ساختن مردم انتهايى ندارد و آدمى هر گروهى را خشنود سازد گروه ديگرى را خشمگين ساخته است و هر كس خشنودى مردم را به وسيلهء خشم خدا به دست آورد خدا بر او خشمگين شده و خشم مردم را نيز عليه او برمىانگيزند ، وانگهى در ستايش مردم و برگزيدن نكوهش خدا به خاطر ستايش آنها چه نتيجهاى دارد و در حالى كه ستايش مردم نه بر روزى او مىافزايد و نه عمر او ، و در روز قيامت كه روز فقر و احتياج اوست به حالش نفعى ندارد . امّا طمع داشتن به آنچه در اختيار مردم است درمانش اين است كه بداند خداى متعال است كه در بخشيدن و نبخشيدن دلها را مسخّر خود دارد و مردم در آن اختيارى ندارند و جز خدا روزى دهندهاى نيست و هر كس به مردم طمع بندد از خوارى و نوميدى بر كنار نخواهد بود ، و اگر به مقصود هم برسد از منّت و خوارى بر كنار نمىماند ، پس چگونه پاداش الهى را به اميد دروغ و توهّم بىاساس كه گاه به آن مىرسد و گاه نمىرسد رها مىسازد و هرگاه برسد لذّتش با رنج خوارى و منّتش برابرى نمىكند ، امّا از نكوهش مردم چرا بايد بگريزد با اين كه تا نكوهش آنها برايش ثبت نشود بر گناهش افزوده نمىشود و در مرگش تسريع نمىشود و روزىاش به تأخير نمىافتد و اگر اهل بهشت باشد نكوهش او را دوزخى نمىكند ، و اگر در پيشگاه خدا ستوده باشد او را نزد خدا مبغوض نمىكند ، و اگر