الفيض الكاشاني
226
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
بنشيند ، غلام را بر آقا مقدّم داشته و ناگزير به آقا بىاحترامى كرده است ، حال رياكارى كه در حضور مردم نه در خلوت نماز را خوب مىخواند نيز همين است . همچنين است كسى كه عادت دارد زكات خود را از دينارهاى پست يا گندمهاى نامرغوب بدهد و هرگاه ديگرى مطلع مىشود از بيم نكوهش او از نوع خوب مىپردازد ؛ و نيز روزهدارى كه در حال روزه به خاطر مردم و ترس از نكوهش آنها از غيبت و دشنام خوددارى مىكند و اين كار را بخاطر كامل كردن عبادت روزه انجام نمىدهد . اين نوع ريا نيز از رياكاريهاى ممنوع است ، چرا كه وى مخلوق را بر خالق مقدّم داشته ولى گناهش كمتر از رياكارى در اصول عبادت است . اگر رياكار بگويد : من توجّه زياد و طول ركوع و سجود را براى مصونيّت از زبان مردم و غيبت آنها انجام دادم ، زيرا آنها وقتى ببينند كه ركوع و سجود را سبك انجام مىدهم و بسيار به جايى توجّه دارم زبان به نكوهش و غيبت من مىگشايند از اين رو خواستم آنها را از اين گناه باز دارم ، بايد به او گفته شود : اين نيرنگ شيطان است و مسأله چنين نيست ، زيرا ضررى كه از نقصان نمازت به تو رسيده - نماز خدمت به مولاى توست - بيش از غيبت ديگران است ، و اگر انگيزهء دينى تو را به اين كار واداشته است بايد به خودت بيشتر رحم كنى . حكايت تو در اين مورد حكايت كسى است كه كنيزى را نزد سلطانى مىفرستد تا ولايت و حكومتى به او بدهد . اين كنيز احول و زشت را در حالى كه دامن لباسش بريده شده نزد سلطان مىفرستد . سلطان در صورتى كه تنها باشد به اين كار اهميّت نمىدهد ، امّا هرگاه بعضى از غلامان در خدمت او باشند از بيم نكوهش غلام سلطان از اين كار امتناع مىكند . چنين كارى محال است زيرا كسى كه از غلام سلطان پرهيز مىكند شايسته آن است كه از خود سلطان بيشتر پرهيز كند . آرى رياكار در اين مورد دو حالت دارد : 1 - قصدش ازين رياكارى منزلت يافتن و ستايش مردم است و اين حالت قطعا