الفيض الكاشاني
219
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
1 - قصدش فقط رياكارى است و به ثواب نظر ندارد . عبادت چنين ريا كارى باطل است چون ارزش اعمال وابسته به نيّت است و اين عمل به قصد عبادت انجام نشده و تنها عملش باطل نمىشود تا بگوييم : همان حالت پيش از عبادت را دارد بلكه به مدلول روايات با آن ريا گناه كرده است و در اين عمل قصد دو چيز كرده است كه به عبادت مربوط است و آن نيرنگ و حيله است ، چون مردم را به اين توهّم افكنده كه در عبادتش مخلص و مطيع خدا و ديندار است ، در حالى كه چنين نيست . علاوه بر اين نيرنگ در امور دنيا نيز حرام است . تا آنجا كه اگر قرض عدهاى را ادا كند و آنها را به اين توهّم بيندازد كه اين كار را بدون چشمداشت كرده است تا او را بخشنده بدانند ، گناه كرده است ؛ چون در اين عمل نيرنگ و تصاحب دلها با حيله وجود دارد . گناه دوّم در ارتباط با خداست و آن اين است كه هر گاه در عبادت خدا قصد ( خوشامد ) مردم را بكند خدا را استهزا كرده است ؛ از اين رو قتاده گويد : هر گاه بندهاى ريا كند خداوند به فرشتگانش مىفرمايد : به او بنگريد چگونه مرا ريشخند مىكند . حكايت آن مانند اين است كه در تمام روز در برابر شاهى از شاهان بايستى چنان كه خوى چاكران است ولى ايستادنت فقط براى نگاه كردن به يكى از كنيزان يا غلامان شاه باشد چرا كه اگر قصدت از اين كار نزديكى به شاه و خدمت به او نباشد او را مسخره كردهاى . پس چه تحقيرى بالاتر از آن است كه قصد بنده از بندگى خدا خودنمايى در برابر بندهاى باشد كه نفع و ضررى ندارد و آيا اين رفتار جز به گمان آن است كه آن بنده در فراهم ساختن اهداف او از خدا تواناتر است و تقرّب جستن به او از تقرّب به خدا سزاوارتر ؟ زيرا او را بر مالك الملوك ترجيح داده است و او را مقصد عبادت خويش قرار داده و كدام ريشخند بالاتر از اين است كه بنده را ما فوق مولا قرار دهند ؟ اين نوع رياكارى از بزرگترين مهلكات است ؛ از اين رو پيامبر ( ص ) آن را « شرك اصغر » « 78 » ناميده است . آرى بعضى از درجات ريا
--> ( 78 ) اين حديث را احمد در مسند خود ، ج 5 ، ص 425 ، از حديث محمود بن لبيد روايت كرده و پيش از اين نقل شد .