الفيض الكاشاني

212

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

آهسته حرف زدن ، فرو رفتگى چشمها ، خشكى لبها ، تا با آن بفهماند كه روزه‌دار است ولى وقار دين موجب آهسته حرف زدن اوست يا ضعف گرسنگى است كه قوّتش را كم كرده است . از اين رو عيسى ( ع ) فرمود : هرگاه يكى از شما روزه بگيرد بايد سرش را روغن بمالد و مويش را مجعّد و ميان فروهشته كرده و چشمانش را سرمه كند و تمام اين كارها از بيم آن است كه شيطان او را به ريا نكشاند . از اين رو ابن مسعود گفت : روزه‌دار به صبح درآييد در حالى كه خود را روغن ماليده‌ايد . اين است رياكارى دينداران در بدن . امّا دنياداران با چاقى و صفاى رنگ و راست قامتى و زيبا رويى و نظافت بدن و نيرومندى اعضا و تناسب بودن آنها ريا مىكنند . بخش دوّم : ريا با نوع پوشاك و رياى با هيأت . ( 1 ) امّا ريا با هيأت آن است كه موى سر را ژوليده كند و شارب را بتراشد و در حال راه رفتن سر خود را به زير بيندازد و آرام حركت كند و اثر سجده را در پيشانى باقى بگذارد و لباس خشن و پشمينه پوشيده و تا نزديك نيمهء ساق پا به خود پيچد و آستينها را كوتاه بكند و جامه‌ها را نظافت نكند و پاره پاره رها سازد . و تمام اين كارها را با ريا انجام دهد تا خود را پيرو سنّت و نيز پيرو بندگان صالح خدا نشان دهد ، و از رياكارى به شمار مىآيد پوشيدن جامه‌هاى وصله‌دار و نمازگزاردن روى سجّاده و پوشيدن لباس كبود از باب شباهت به صوفيان با اين كه در باطن از حقيقت تصوّف خالى است همچنين رياكارى است . انداختن پارچه روى عمّامه تا با آن عمل نشان دهد كه از گرد و غبار راه پرهيز دارد و به خاطر متمايز بودنش به آن علامت تا چشمان مردم به او متوجّه شود . و از رياكارى است كه انسان نادان دراعه و طيلسان بپوشد تا مردم تصور كنند كه وى از دانشمندان است . رياكارانى كه در لباس پوشيدن ريا مىكنند چند طبقه‌اند . بعضى از آنها كسانى هستند كه با اظهار زهد مىخواهند در نزد انسانهاى صالح مقامى به دست بياورند از اين