الفيض الكاشاني
206
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
نفرين مىكنند . معاذ گفت : اى رسول خدا تو پيامبر خدايى و من معاذم ، حضرت فرمود : به من اقتدا كن و اگر در عملت تقصيرى هست زبانت را از بدگويى برادران قرآن خوانت نگاهدار و گناهانت را بر خودت حمل كن نه بر آنها ، و با مذمّت آنها خود ستايى مكن و خودت را از آنان برتر مدان و عمل دنيا را در عمل آخرت داخل مكن و در مجلس خود تكبّر مكن كه مردم از بدخويىات بپرهيزند ، در حالى كه مردى نزد تو است با مرد ديگر نجوا مكن ؛ بر مردم بزرگى نفروش كه خير دنيا از تو قطع شود ، و ( پردهء ) مردم را مدركه سگان جهنّم در روز قيامت تو را ندارند . خداى متعال مىفرمايد : وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً « 60 » ، اى معاذ مىدانى آنها كيانند ؟ عرض كردم پدر و مادرم فدايت شوند آنها كيستند ؟ فرمود : سگانى هستند در دوزخ كه گوشت و استخوان را مىگزند . عرض كردم : اى رسول خدا پدر و مادرم به فدايت كيست كه طاقت رعايت اين خصلتها را داشته باشد و چه كسى از آنها نجات مىيابد ؟ فرمود : اى معاذ رعايت اين خصلتها بر كسى كه خدا برايش ميسّر سازد آسان مىشود . راوى گفت : هيچ كس را نديدم كه بيشتر از معاذ قرآن بخواند ، براى اين كه از گرفتاريهاى ياد شده در اين حديث بدور باشد . « 61 » على ( ع ) فرمود : « رياكار سه نشانه دارد : چون تنها باشد ( در عبادت ) كسل است ، و هرگاه در ميان مردم باشد در عبادت نشاط دارد ؛ هرگاه ستوده شود بر عمل مىافزايد و هرگاه نكوهش شود از عمل مىكاهد » . « 62 » مىگويم : رواياتى در اصول كافى از طريق شيعه از حضرت صادق ( ع ) روايت شده
--> ( 60 ) نازعات / 2 : و فرشتگانى كه ارواح مؤمنان را با مدارا و نشاط جدا مىسازند . ( 61 ) اين حديث را با همين تفصيل ابن مبارك در الزهد از مردى كه او را نام نبرده از معاذ روايت كرده است و ابن حبّان در غير صحيح و حاكم و غير آن دو روايت كردهاند ، و منذرى آن را در الترغيب ، ج 1 ، ص 6 ، روايت كرده و گفته است : نشانههاى جعلى بودن حديث در تمام طرق آن و در تمام الفاظش آشكار است ، و ابن جوزى نيز آن را در الموضوعات روايت كرده است . ( 62 ) حديث را كلينى در كافى ، ج 2 ، ص 295 ، روايت كرده و در آن به جاى « و تنقيص اذاذم » « و يحبّ ان يحمد فى جميع اموره » آمده است . و به زودى خواهد آمد .