الفيض الكاشاني

194

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

دوستى و ستايش در دل كسى كه به او طمع دارى غلبه دارد و طالب مال و مقام و ستايش دوست و آن كسى كه از نكوهش بدش مىآيد نبايد طمع به سالم ماندن دينش داشته باشد ، چرا كه اين امر بسيار بعيد است . گوناگونى احوال مردم در ستايش و نكوهش ( 1 ) بايد دانست كه مردم نسبت به نكوهشگر و ستايشگر چهار حالت دارند : 1 - انسان از ستايش شاد مىشود و ستايشگر را سپاس مىگويد و از نكوهش خشمگين مىشود و نسبت به نكوهشگر كينه به دل مىگيرد ، و نكوهش او را تلافى مىكند يا تلافى كردن را دوست دارد . اين قسم حال بيشتر مردم است و منتهى درجهء گناه در اين مورد همين است . 2 - در دل نسبت به نكوهشگر دشمن مىشود ولى زبان و اعضاى خود را تلافى كردن نگاه مىدارد ، و از ستايشگر در دل شاد مىشود ولى از اظهار شادمانى خوددارى مىكند و اين حالت نشان نقص است امّا نسبت به حالت قبل كمال است . 3 - ستايشگر و نكوهشگر در نظر او يكسانند و اين نخستين درجهء كمال است پس نكوهش او را غمگين و ستايش او را شادمان نمىكند . گاه بعضى از بندگان گمان مىبرند كه چنين‌اند و در صورتى كه خود را با نشانه‌هايى كه براى اين حالت است نيازمايند ، فريب مىخورند نشانه‌هاى اين حالت آن است كه هرگاه نكوهشگر پيش او بسيار نشست در خود احساس سنگينى بيش از نشستن ستايشگر نكند ، و در بر آوردن حوائج ستايشگر بيش از نكوهش‌گر احساس نشاط و آرامش نكند ، و اگر نكوهشگر مجلس او را ترك كرد براى او راحت‌تر از ترك ستايشگر نباشد ، و مرگ ستايشگر از مرگ نكوهشگر قلب او را بيشتر نياز دارد ، اندوهش در مصيبت ستايشگر و آنچه از دشمنان به او مىرسد بيش از مصيبت نكوهشگر نباشد ، و لغزش ستايشگر بر دل و چشم او سبك‌تر