الفيض الكاشاني

17

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

فرستيد » ، و لذا از دنيا به مقدار كفايت گرفتند و مقدارى را كه موجب سرگرمى مىشود رها ساختند ؛ فقط جامه‌اى كه ستر عورت كند پوشيدند ؛ و كمترين غذا را كه تنها سدّ جوع كند خوردند ؛ به دنيا به عنوان يك شىء نابود شدنى نگريستند و به آخرت به عنوان يك شىء ماندنى ؛ پس از دنيا به اندازهء شخص سواره توشه برگرفتند ؛ دنيا را خراب و آخرت را با آن آباد كردند و با چشم دل به آخرت نگاه كردند و دانستند كه به زودى با چشم سر به آن خواهند نگريست پس چون دانستند كه به زودى بدنهايشان به سوى آخرت كوچ مىكند با دلهايشان به سوى آخرت كوچيدند ، در دنيا اندكى صبر كردند و مدّتى طولانى از نعمتهاى ( جاودانه ) بهشت برخوردار شدند . تمام اينها به توفيق خدا و مولاى بخشندهء آنها حاصل شد كه دوست داشتند هر چه را خدا برايشان دوست داشت و نپسنديدند هر چه را خدايشان براى آنها نپسنديد . شرح توصيف دنيا با مثلها ( 1 ) بدان كه دنيا زود فانى مىشود و گذشت آن نزديك است وعدهء بقا مىدهد و خلف وعده مىكند . به ظاهر آن را ثابت و ساكن مىبينى در حالى كه بسرعت در حركت است و بشدّت در حال كوچ . انسان در حالى كه به آن مىنگرد ، گاه حركت آن را احساس نمىكند در نتيجه به آن مطمئن مىشود و در هنگام گذشتن آن افسوس مىخورد . حكايت دنيا حكايت سايه است كه در عين حركت ساكن است در حقيقت در حركت است ولى به ظاهر ساكن است و حركت آن با چشم ظاهر ديده نمىشود بلكه با چشم دل ديده مىشود و چون نزديكى از بزرگان از دنيا ياد شد شعرى بسرود و گفت : احلام نوم او كظل زائل * ان اللبيب بمثلها لا يخدع « 8 » حسن بن على ( ع ) به اين شعر تمثّل مىجست :

--> ( 8 ) دنيا به منزلهء خواب يا سايه‌اى بر طرف شونده است و شخص خردمند به آن فريب نمىخورد .