الفيض الكاشاني

158

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

بيش ندارد و به او اهميّت داده نمىشود و اگر به خدا سوگند ياد كند به يقين خدا به او نيكى مىكند . از جملهء آنهاست براء بن مالك . » « 4 » ابن مسعود گويد : رسول خدا ( ص ) فرمود : « بسا انسانى كه دو كهنه جامه دارد و به او اهميت داده نمىشود ، اگر به خدا سوگند ياد كند خدا به او نيكى فرمايد ، اگر بگويد : خدايا از تو درخواست بهشت دارم به يقين خدا به او خواهد بخشيد با آن كه از دنيا چيزى به او نداده است . » « 5 » پيامبر ( ص ) فرمود : « آيا شما را به اهل بهشت راهنمايى كنم ؟ هر ضعيفى كه مردم او را ضعيف مىشمارند كه اگر به خدا سوگند ياد كند به يقين به او نيكى فرمايد ، و اهل دوزخ هر شخص متكبّرى است كه خرامان راه برود . » « 6 » از پيامبر ( ص ) روايت است : « به راستى اهل بهشت هر شخص ژوليده موى غبار آلودى است كه دو كهنه جامه دارد و به او اهميّت داده نمىشود . آنها كه هرگاه از اميران اذن بخواهند به آنها اذن ندهند ، هرگاه زن خواستگارى كنند با آنها ازدواج نكنند ، و هرگاه سخن بگويند به گفتارشان گوش ندهند . نيازهاى بعضى از آنها در سينه‌هايشان است اگر در روز قيامت نور او بر مردم تقسيم شود تمامشان نورانى مىشوند » . « 7 » پيامبر ( ص ) فرمود : « بعضى از امّتم كسانى هستند كه اگر يكى از آنها نزد يكى از

--> ( 4 ) اين حديث را مسلم در ( صحيح ) ، ج 8 ، ص 36 و 154 ، از حديث ابو هريره روايت كرده است . « ربّ اشعث مدفوع بالابواب لو اقسم على الله لأبره » و در روايت حاكم است « ربّ اشعث اغبر ذى طمرين تنبوا عنه اعين الناس لو اقسم الله لأبره » و گفته است : سندهاى حديث صحيح است و از ابو نعيم در الحليه از حديث انس به سندى ضعيف روايت شده « ربّ ذى طمرين لا يؤبه له لو اقسم على الله لابره منهم البرا بن مالك » و در نزد حاكم نظير روايت ابو نعيم با همين زيادتى است و گفته است : سندهاى حديث صحيح است عراقى در المغنى گفته است : حديث ضعيف است . ( 5 ) به مجمع الزوائد ، ج 10 ، ص 264 ، رجوع كنيد ؛ عراقى گويد : اين حديث را ابو منصور ديلمى در مسند الفردوس به سندى ضعيف روايت كرده است . ( 6 ) حديث را مسلم در ( صحيح ) ، ج 8 ، ص 154 ، از حديث حادثهء بن وهب روايت كرده و طبرانى در الاوسط از استاد خود عبد الله بن محمد بن ابى مريم روايت كرده و او ضعيف است . ( 7 ) اول اين روايت پيش از اين گذشت و در هيچ مأخذى بر آخر حديث دست نيافتم .