الفيض الكاشاني

119

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

شايستهء داشتن صفت سخاوت و ثواب آن مىشود كدام است ؟ پس مىگوييم : گروهى گفته‌اند : حدّ بخل نپرداختن واجب است و هر كس واجبات خود را بپردازد بخيل نيست و اين تعريف كافى نيست ؛ زيرا كسى كه مثلا گوشت را به قصّاب و نان را به نانوا پس مىدهد با كم كردن يك حبّه يا نصف حبّه به اتفاق عقلا بخيل به شمار مىآيد . همچنين كسى كه مقدار نفقه‌اى را كه قاضى براى عائله‌اش معيّن كرده به آنان بدهد ، آنگاه مضايقه كند كه لقمه‌اى يا يك خرما بيش از آن از مالش مصرف نمايند ، بخيل شمرده مىشود ؛ و هر كس در برابرش گرده‌اى نان باشد و شخصى به حضورش بيايد كه احتمال مىدهد و با او غذا خواهد خورد ، اگر گردهء نان را پنهان سازد بخيل محسوب مىشود . گروهى در تعريف بخل گفته‌اند : بخيل كسى است كه به سختى مىبخشد . اين تعريف نيز نارساست ، زيرا اگر مقصودشان اين است كه هر بخششى بر بخيل دشوار است درست نيست ، بسا بخيلى كه بخشيدن يك حبّه يا نزديك به آن بر او دشوار نيست و بيش از آن دشوار است و اگر مقصودشان اين است كه بعضى از بخششها بر بخيل سخت است بر بخشندگان و اشخاص با جود نيز گاه بعضى از بخششها دشوار است و آن در صورتى است كه بخواهد تمام مالش يا بخش مهمّى از آن را بدهد در اين جا نبخشيدن موجب بخل نيست . همچنين دربارهء جود گفته‌اند : جود بخشش بدون منّت و برآوردن حاجت بدون درنگ است . گفته شده : جود ، بخشيدن بدون پرسيدن است به اعتقاد اين كه آنچه را مىبخشد اندك است ، و گفته شده : جود خوشحال و شادمان كردن وى با مال در حدّ امكان است . برخى گفته‌اند : جود بخشيدن با اين اعتقاد است كه مال از خداى متعال و شخص مورد بخشش بندهء خداست و مال خدا را به بنده‌اش مىدهد بىآن كه اعتقاد به فقير بودن او داشته باشد ؛ و گفته شده : هر كس مقدارى را ببخشد و مقدارى را براى خود نگاه دارد سخى است و هر كس كه بيشتر را ببخشد و براى خود مقدارى نگاه دارد جواد است . هر كس تحمّل زحمت كند و ديگرى