الفيض الكاشاني
107
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
از آن حضرت ( ص ) روايت شده كه فرمود : « اى بنى سلمه سرورتان كيست ؟ گفتند سرور ما جدّ بن قيس است ، جز اين كه وى مردى بخيل است ، پيامبر ( ص ) فرمود : و چه دردى درمان ناپذيرتر از بخل است ، ولى سرور شما عمرو بن جموح است . » « 112 » در روايت ديگرى است كه « آنها گفتند : سرور ما جدّ بن قيس است پيامبر فرمود : به چه چيز او را سرور خود قرار دادهايد ؟ او بيش از ما مال دارد و با اين وصف او را به بخل متهم مىسازيم . پيامبر ( ص ) فرمود : چه دردى بىدرمانتر از بخل است ، او سرورتان نيست گفتند : اى رسول خدا پس چه كسى سرور ماست ؟ فرمود : سرورتان بشر بن براء بن معرور است . » « 113 » على ( ع ) مىگويد : پيامبر ( ص ) فرمود : « خدا شخصى را كه در زنده بودنش بخيل بوده و در هنگام مرگ بخشنده مىشود دوست نمىدارد . » « 114 » از آن حضرت ( ص ) روايت است كه : « بخشندهء نادان در پيشگاه خدا محبوبتر از خدا پرست بخيل است . » « 115 » از آن حضرت ( ص ) نيز روايت است : « بخل و ايمان در دل بندهاى جمع نمىشود . » « 116 » و نيز پيامبر ( ص ) فرمود : « دو خصلت است كه در مؤمن جمع نمىشود بخل و
--> ( 112 ) اين حديث را طبرانى در الاوسط روايت كرده و در سندش ابو ربيع سمان است و او ضعيف است چنان كه در مجمع الزوائد ، ج 3 ، ص 126 ، نقل شده است . ( 113 ) مستدرك حاكم ج 3 ، ص 219 ، و حاكم گفته است اين روايت بنابر شرايط مسلم صحيح است و كلينى در كافى ج 4 ، ص 44 آن را نقل كرده است . ( 114 ) اين حديث را حاكم ( مستدرك ) ، ج 3 ، ص 219 ، به اختصار روايت كرده و گفته است بنا بر شروط مسلم صحيح است ولى شيخين روايت نكردهاند . و كلينى در كافى ، ج 4 ، ص 44 ، روايت كرده است . ( 115 ) اين حديث را خطيب در تاريخ خود روايت كرده چنان كه در جامع الصغير آمده است . ( 116 ) اين حديث را ترمذى در [ سنن ] ، ج 8 ، ص 140 ، چنين روايت كرده است « لجاهل سخىّ احبّ . . . تا آخر حديث » .