الفيض الكاشاني
92
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
اين حديث را در كتاب علم از بخش عبادات و در كتاب اخلاق الاماميه و اداب الشريعه از بخش عادات نيز نقل كردهايم و چون بسيار مناسب اين جا بود و بيشتر مردم سخت به آن نيازمندند دوباره آن را نقل كرديم . كافى به اسناد خود از حنان بن سدير روايت كرده مىگويد : « ابو الصّباح كنانى به حضرت صادق ( ع ) عرض كرد : به خاطر شما چه نارواييهايى از مردم مىبينيم ! امام فرمود : مگر به خاطر من از مردم چه مىبينى ؟ گفت : هرگاه ميان من و مردى سخنى ردّ و بدل مىشود به من مىگويد : جعفرى خبيث ، فرمود : شما را به من سرزنش مىكنند ؟ ابو الصبّاح گفت : آرى ، فرمود : به خدا در ميان شما كسانى كه پيروى جعفر مىكنند بسيار اندكند ! همانا صحابهء من كسى است كه ورعش بسيار باشد و براى آفريدگارش عمل كند و به پاداش او اميدوار باشد . اينان اصحاب منند » . « 148 » كلينى به اسنادش از موسى بن جعفر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : « از پدرم بسيار مىشنيدم كه مىفرمود : از شيعيان ما نيست كسى كه در پارسايى و ورع به درجهاى نرسيده باشد كه زنان پرده نشين در پشت پرده از ديندارى او سخن بگويند و از دوستان ما نباشد كسى كه در شهرى باشد كه ده هزار مرد در آن باشند و خدا پارساتر از او در ميان آنها آفريده باشد » . « 149 » ابو حامد گويد : تعصّب يكى از مهمّترين راههاى ورود شيطان است كه بيشتر مردم به وسيلهء آن هلاك شدهاند و منبرها در اختيار گروهى قرار گرفته
--> ( 148 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 77 ، در اين كه امام رجا ( اميدوارى ) را بعد از عمل و ورع ذكر كرده هشدارى است بر اين كه عمل و ورع سبب اميدوارى به ثواب مىشود نه سبب خود ثواب و نيز هشدارى است بر اين كه بر هيچكس سزاوار نيست به عملش تكيه كند ، آخرين درجه براى چنين شخصى اين است كه عمل وسيلهاى براى اميدوارى قرار دهد زيرا اميد بدون عمل و ورع نوعى خودخواهى و نادانى است . و اين سخن دلالت دارد بر اين كه وى از گفتهء ابو الصباح بدش آمده است چون در آن خشونت و خلاف ادب هست ( مؤلف اين مطلب را در وافى خود گفته است ) . ( 149 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 79 .